استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی

استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی

آغیر هلئی
استاد گنجی

گفتگوی «هوشنگ سامانی» با زنده یاد گنجعلی سلمانی زاده که پیش تر از این انجام گرفته است، را دنبال کنید.

موسیقی ایرانیان – هوشنگ سامانی: 

تعطیلات نوروز فرصت مناسبی بود تا به آن بهانه سری به تعدادی از موسیقیدانان بومی در استان های کهکلویه و بویر احمد و همچنین استان فارس بزنیم.

 سه روز اقامت من در یاسوج همراه با بارش بی سابقه برف بود. 

محلی ها می گفتند هیچ گاه در ۱۱ فروردین این قدر برف نباریده بود.

 با این حساب دست خالی به سوی شیراز حرکت کردیم. 

غروب سیزده بدر  به اتفاق برزو طیبی پور وارد منزل گنجعلی سلمانی زاده بزرگ ترین و تواناترین کرنا نواز قشقایی شدیم. 

البته دوستان اهل موسیقی او را معمولاً استاد گنجی خطاب می کنند.

 مهربان تر و خوشروتر از آن بود که تصورش را بکنیم. به شوخی گفت “دیر آمدید، پس شام ندارید، اما نمی گذارم گرسنه بخوابید.

 علی الحساب نان و پنیری بخورید تا فردا ناهار جبران کنم.” 

و به همین سادگی و صفا، تا پاسی از شب مهمانش بودیم. 

این مختصر، نتیجه گفت و  شنیدهای آن شب است. 

“استاد نداشتم که یادم بدهد، پدرم را هم ندیدم. خیلی زود درگذشت و بی استاد ماندم. 

از این طرف و آن طرف مطلب می گرفتم و حفظ می کردم. در همین ایل قشقایی هر جا موسیقی بود، سر می زدم تا چیزی یاد بگیرم.

” از نخستین برخوردش با دنیای موسیقی پرسیدم و از اولین سازی که به چشم دیده بود،

 گفت “اولین سازی که دیدم همین کرنا بود. عمو و دایی ام می نواختند ولی من از ایشان استفاده ای نکردم.

 بیشتر پیش خودم کار کردم. من فقط هر جا صدای موسیقی بود، خیلی خوب گوش می دادم. 

غیر از کرنا، سرنا هم یاد گرفتم و دیگر سراغ هیچ سازی نرفتنم.” با این که خود استاد ندیده ولی دانسته هایش را از دیگران دریغ نکرده بود.

بخش مهمی از موسیقی معاصر قشقایی که با سازهای دیگری همچون کمانچه نواخته می شود، مرهون بخشش های اوست.

“فرود گرگین پور* دو سال نزد من با ویولون و بعدها با کمانچه مقام های موسیقی قشقایی را کار کرد.

حتی گاهی بدون ساز و فقط با دهان

برایش اجرا می کردم تا منظورم را بفهمد.

در جشن عروسی فرود و برادرش فرهاد هم، نه شبانه روز ساز زدم. عروسی شان همزمان بود.”

 می پرسم تا کنون جشن چند زوج قشقایی ر ابه نوای کرنا زینت داده است.

ظاهراً چنین پرسشی برایش غیر عادی بود. خندید و گفت “از ۱۲ سالگی کرنا را دست گرفتم.

یادم نیست چند عروسی نواخته ام. بیش از ۵۰ سال نواخته ام. شمار عروسی ها از حساب بیرون است.

” اما با اطمینان می گوید که هیچ گاه در عزای کسی ساز نزده است.

“دوره** نمی زنم و نزده ام. بلدم ولی دلم می لرزد. پسرم کیهان بلد است و اگر لازم باشد می نوازد.

” پسرش کیهان را خیلی قبول دارد. شاگردان دیگری هم داشته است ولی اصرار دارد که پسرش چیز دیگری است.

می گوید “غیر از کیهان یکی دو نفر هم پیشم آمدند و کمی یاد گرفتند ولی مثل کیهان نشدند.

دو سه سال پیش ام بودند. آن ها فقط در عروسی ها می آمدند و یاد می گرفتند.

گاهی نیز میدان را به آن ها می دادم تا خود را امتحان کنند.

حتی یک شاگرد فارسی زبان داشتم که آهنگ های قشقایی را آموخت.

کیهان آهنگ های اصیل قشقایی می نوازد. آهنگ های فارسی هم بلد است ولی هر کدام را جداگانه اجرا می کند.

گاهی لری هم می نوازد و البته خیلی از آهنگ های قشقایی با موسیقی لری مشترک است.”

برای اجرای موسیقی بومی قشقایی به شهرهای مختلفی سفر کرده است.

“تبریز، ترکمن صحرا و کرمان برنامه داشتم. از طرف دولت دعوتم کردند

در تبریز کرمان و ترکمن خیلی خوب نواختم ولی شیلی اصلاً خوشم نیامد.

دولت شیلی دعوت کرده بود.” درست نفهمیدم چرا از اجرایش در یک کشور بیگانه خوشش نیامده است.

شاید نبود مخاطبان همیشگی اش، حس او را دگرگون کرده باشد. با اطمینان از دانسته هایش دفاع می کند.

“کل موسیقی قشقایی در سینه من است. در خیلی از جشنواره های مختلف آهنگ های درون سینه ام را ضبط کرده اند.

چند سال پیش هم یک پژوهشگر اهل ترکیه کتابی نوشته بود و آمد پیش من تا از موسیقی قشقایی تحقیق بکند.”

در خصوص مال دنیا دیدگاه جالبی دارد. درآمدش خیلی بیشتر از نیازهای معمول یک انسان متوسط است

و به راحتی می تواند خانه خوب و خودروی به روزی داشته باشد.

اما ترجیح می دهد ساده زندگی کند و ثروتی نیندوزد.

می گوید: “امروز هر چه داری بخور، غم فردا نخور!”

و با این دیدگاه به راحتی می تواند حتی هزینه زندگی نزدیکانش را هم تقبل کند.

“پیش از آن که تشکیل خانواده بدهم، دو خانواده برادرانم زیر پوشش من بودند.

گر چه برادرانم تلاش زیادی می کردند ولی جوابگوی هزینه ای زنگی شان نبودند.

اما من از همین موسیقی درآمد خوبی داشتم و به مدت ۴۵ سال علاوه بر خانواده خودم، مخارج خانواده های آن ها را پرداختم.

الان مدتی است که دیگر بی نیاز شده اند.”

کرنا:

از وجود کرنا در فرهنگ های دیگر می پرسم که نیک می داند و می گوید:

 “در بختیاری هم کرنا دیدم ولی به غیر از آن در هیچ جای ایران نیست.

 کرنای بویراحمد همین است که در قشقایی می نوازند ولی کرنای بختیاری فرق می کند.

” برای آن که مطمئن باشم آیا موسیقی رسانه و به ویژه رادیو در لحن کرنا نوازی اش تأثیر گذاشته یا نه، گریزی به این مقوله می زنم و در پاسخ می گوید: 

“وقتی که با کرنا آشنا شدم، هیچ صدای دیگری از رادیو و غیره نشنیده بودم.

 اولین باری که دستگاه ضبط صوت دیدم سال ۱۳۴۹ بود که یکی از دوستان علاقه مند موسیقی قشقایی از خارج برایم آورد

. من هم از آن فقط برای ضبط کرناهای خودم استفاده می کردم.

” قانع نشدم و پیگیر بودم آیا از موسیقی عاشق های دوره گرد چیزی فرا گرفته است یا نه که این گونه پاسخ داد: “عاشق ها در قدیم خیلی کم بودند.

 آن ها موسیقی ای نمی نوازند که چیزی یاد بگیری. بلکه انتظار دارند ما بنوازیم و آن ها یاد بگیرند.”

از پیش می دانستم “سحرآوازی” پاره مهمی از موسیقی قشقایی و همچنین کهکیلویه و بویراحمد است.

 دانستنی های تکمیلی را او برایم تعریف کرد. “سحرآوازی یک آهنگ ویژه برای خبردار کردن اهل محل است و تنها برای اعلام جشن عروسی نواخته می شود.

 شب پیش از عروسی می خوابیم و صبح زود پیش از  آن که میهمانان بیدار شوند، آغاز می کنیم.

 معمولاً بین نیم تا یک ساعت می نوازیم. این اسمش سحرآوازی است 

و پس از آن در ساعات دیگر عروسی هر چه بنوازیم، دیگر از نغمه سحر آوازی استفاده نمی کنیم.

 یعنی این نغمه فقط برای بیدار کردن صاحبان و میهمانان عروسی به کار می رود.”

تک تک آهنگ های عروسی در زندگی ایلی از جمله قشقایی کاربردی هستند و هیچ گاه از سر تفنن و به اصطلاح هر چه باداباد نواخته نمی شوند.

دلیل این ادعا هم منسوخ شدن پاره ای نغمات عزا، عروسی، کار و جنگ است که چون بهانه وجودی شان از بین رفته و یا کم رنگ شده است،

دیگر نواخته نمی شوند مگر در جشنواره ها و پژوهش های میدانی پژوهشگران موسیقی های بومی.

یکی از این نمونه ها آهنگ “ننم های” به معنی ای وای مادر جان است.

“هنگام آوردن عروس، ننم های*** می نوازییم.

در آوردن عروس خودم یک ننم های زدم که نگو (با خنده زیاد و رو به همسرش).

البته در دوره جدید دیگر ننم های کاربرد ندارد. در عروسی های قدیم، لحظه جدایی دختر از خانواده خودش، خیلی غم انگیز بود.

مادر عروس خیلی گریه می کرد و  همین طور خود عروس. من هم برای همراهی کردن با خانواده دختر این نغمه غم انگیز را فقط با کرنا می نواختم.

 ولی الان جور دیگری است. دختر در کنار خیابان دست پسر را می گیرد و می گوید بیا مرا عقد کن،

-با خنده- ما الان در عروسی ها گریه هیچ کدام را نمی بینیم. پس نواختن ننم های دیگر فایده ای ندارد.”

از سرنا می پرسم که تقریباً در همه جای ایران رواج دارد.

می گوید: “سرنا هم از قدیم در موسیقی قشقایی بوده ولی کمتر نواخته می شد.

 با سرنا آهنگ های دیگری می نوازم. پرده هایشان یکی نیست. 

فقط ترکه بازی را با سرنا می زنم و رقص های جدید هم همین طور ولی بیشتر کرنا می نوازنم.

 این ساز اصلی ایل قشقایی است.” در پایان خاطره جالبی تعریف کرد. خاطره ای که شاید هیچ موسیقیدان شهری در طول عمر هنری اش تجربه نکرده باشد. 

“سال ۵۷ به یک عروسی دعوت شدم که همان موقع برای نوازنده نقاره مشکلی پیش آمد و نتوانست ما را همراهی کند. 

پسر بزرگم یزدان بخش تازه از سربازی آمده بود و 

چون مدت زیادی از همراهی با من دور بود، در آن عروسی نتوانست به همراهم نقاره بزند در نتیجه چند تن از بچه های با استعداد مجلس که با استفاده از قوطی های حلبی، نقاره نوازی را تجربه کرده بودند، آن شب را گذراندیم.

 از جمله همین آقای برزو طیبی پور که اینک برای خودش موسیقیدان قابلی شده است.

 البته چون عروسی متعلق به فامیل خودشان بود، پدر برزو اجازه داد با من همراهی کند. 

خلاصه آن شب را بدون نوازنده حرفه ای نقاره اینگونه به سر آوردیم و در ضمن به جای دستمزد نقاره نوازان کوچک، مقداری از گوشت هایی را که به من داده بودند به آن ها دادم!

در زیر استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی را برای مخاطبین این سایت، در نظر گرفته ایم.

منبع: موسیقی ایرانیان 

استاد گنجعلی سلمانی زاده نوازنده شهیر ساز کرنای قشقایی درگذشت.

مراسم تشیع و تدفین روز یک شنبه مورخه ۹۳/۰۴/۰۸ ساعت ۱۰ صبح از بیمارستان فیروزآباد به سمت قبرستان روستای روزبدان میباشد.

جهت د انلود استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی ، لینک های زیر را کلیک کنید.

دیگر آثار استاد گنجعلی سلمانی زاده

 

استاد کنعان زارع -حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

 

حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب

(حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی)
○محمد هنرمند ششبلوکی

ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی ما تلخ شدیم و تو در کان شکر رفتی
مانند خیالی تو، هر دم به یکی صورت زین شکل برون جستی در شکل دگر رفتی
ازجان شریف خود، وز حال لطیف خود بفرست خبر، زیرا در عین خبر رفتی

من اما در گذر عمر چهل وچند ساله ام، سعد و نحس ایام و اعداد را برنتافته ام، توی کتم نمی رود که ما آدمیان هرجا کم آوردیم جا خالی بدهیم وبی همتی خویش را حوالت دهیم به نحوست ایام. از طرفی اهل سیاه نمایی های مرسوم هم نبوده ام و عهدی با خود دارم نانوشته، که تا درانتهای تونل نگاهم روزنه ی امیدی یا هاله ی لرزان فانوسی سوسو میزند ظلمات را باور نکنم. با این همه واپس که می نگرم به وارسی آن چه در بازه ی زمانی یکساله بر ما رفت، می بینم مخلص کلام همان شعر معروف زنده یاد قیصراست که در واپسین ایام یکی از زمستانهای عمرش سروده:
"هر دم دردی از پی دردی ای سال !
با این تن ناتوان چه کردی ای سال!
بودی و بودن تو یک عمر گذشت
صدسال سیاه برنگردی ای سال!"

و حقا که بوالعجب سالی بود سال نود وهشت. حادثه از پس حادثه و فراق از پی فراق. 

در قلمرو قبیله چه جان های نازنینی عمر کرانه کردند و تنهایمان گذاشتند.

این سیاه نامه ی حجیم فراق و مرگامرگ در وادی هنر اما کارزاری به کمال داشت.

هنوز زخم ناسور فراق فرود برجگر ما خونچکان بود که در واپسین روزهای سال آخرین سنگ فلاخن بر پیکره ی نزار هنر قشقایی وارد آمد.

استاد کنعان، مطرب دل های شیدای ایل وهمدم جان های شیفته ی ما به ناگه کوچید.

او به راستی قریب چهل سال نوازشگر دل های عاشق قبیله بود.

راز محبوبیت کم نظیر کنعان را جز با شناخت وجوه شخصیتی وهنری او نمی توان دانست.

کم ترین جفا در حق او این است که او را تنها یک کرنا زن کم نظیر بنامیم که ریتم های تند جنگ نامه اش آه از نهاد مستمعان برمی اورد که اگر چه کم نظیر هم بود، اما راز “کنعان “بودن وشدنش منحصر به این فقره نبود.

کاش چشمه ها و چمن زارهای ییلاقات دهه ی شصت و هفتاد سرحدات زبان می گشودند و رمزی از آن همه رموز شیدایی را عیان می کردند برما.

 چه عاشقان بی نشان که باشنیدن طنین کرنایش بی عبا و ردا و بی پای پوش از پس کیلومترها مراتع وصحاری و کوهستانها دل از دست داده خود را به کنسرت با شکوه بر آمده در حلقه ی سیاه چادرهایش رساندند و زمزمه ای کردند و دستی افشاندند. 

در پنجاه سال گذشته ی تاریخ قشقایی و طایفه شش بلوکی چنگیان نامی فراوان بوده اند، نام بسیاری از ایشان هنوزاهنوز در ذهن و زبان معمرین و مطلعین طوایف ساری وجاری ست.

 خیلی ها در مقام قیاس کسوت استادی بر کنعان داشتند اما تنها او بود که خود را از این میانه برکشید وجایگاه خود را در بلندای محبوبیت و هنر طایفه تثبیت کرد.

 اوبود که تنها بر نردبان ادب و پشتکار و نبوغ هنری خویش گام برداشت و همتش مصروف این بود که درمقام نوازندگی از نوازشگری انگشتان بلند ونفس جاندار و هوش موسیقیایی اش مدد جوید وصرفن در بند تقلید وتعلم دیگران نباشد.

 صدای ساز او چون پونه خودرویی بود برآمده بر کناره ی جویباران ییلاق که نسب از برفابه های دنا و کلوان و باغمورد می بردند.

کنعان کرنایش را چون معشوقی در آغوش می کشید و چن آبشاری در لحظه می نواختش.

بسیاری از نغمات آوازی خنیاگران ایل چارچوب هایی مشابه هم دارند با نام هایی یکسان، اما چون با نفس گیرای کنعان جان می افتند و قواره کرنایش را می گرفتند همچون اثر انگشتش یگانه می شدند و امضای او را ذیل نامشان می گرفتند.

ملودی های خنیاگر بزرگ طایفه ی ما از و صال ها و فراق ها، عشق های نجیب اما بی فرجام و از آوارگی ها و شیدایی های آدمیان عشیره مایه می گرفت و به دل های عاشق از هر طبقه ایلی که بود راه می جست.
بی شک در دهه های شصت و هفتاد بزرگ ترین گردهم آیی عاشقان سینه چاک قشقایی را در جایی می یافتی که نفیر کرنای کنعان کانونش بود. صدها عاشق سینه چاک از فقیر و غنی و پیر و جوان و دارا و ندار. صف های طولانی چوب بازان ماهر از هر تیره که برای دست یافتن به ترکه ای سر و دست می شکستند، و دایره هایی تو در تو از رنگین کمان دستمال ها بر محوری یگانه. همو که نه نت خوانی می دانست ونه به مدرسه موسیقی پای نهاده بود، اما تسلسل طبیعی مقام ها وملودی ها را چنان رعایت می کرد که گویی هر دو را به کمال می داند. استاد کنعان فواصل موسیقیایی و تقدم وتاخر ریتم هارا چنان به جا می اورد که یک نقاره زن ششدانگ قادر بود بر مدار سازش بچرخد بگونه ای که هم هارمونی رارعایت کرده باشد و هم از خیزش مقام های پا در گریز او عقب نماند. مقام “مارالا باخ “را وقتی در اوج هیجان هنری می نواخت شنونده اش خوش می داشت که ساعت ها همچنان بنوازد.

“مطرب جان های دل برده تا به شب، تا به شب ،همین پرده”

این ها که برشمردم گوشه ای از وجوه هنری شخصیت او بودند. اما وجه دیگری نیز در شخصیت کنعان مستتر بود که تاکنون کمتر به چشم آمده و آن خلق و خوی برخاسته از فروتنی و مردم داری و وارستگی او بود. آن هایی که سالیان دراز به نحوی با او محشور بوده اند گواهی خواهند داد که منش شخصیتی کنعان فراتر از طبقه بندی عرفی جامعه ایلی بود. نه فقط ظاهر او آراسته و خوش پوش بود که باطن او نیز آراستگی ویژه خود راداشت. کمتر حرف می زد و بیشتر به زبان هنر با مردمان سخن می گفت، اما جز به زبان ادب وطرب بر دل ها حکم نمی راند.
"ای پرده ی در پرده ! بنگر که چه ها کردی
دل بردی و جان بردی، این جا چه رها کردی"
منش شخصیتی او چون با وجاهت هنری اش می آمیخت ملغمه ای شگفت از زیبایی شکل می گرفت. شکوهی هنری که در دل های مشتاقان جاودانه خواهد ماند و ترنمی بهشتی که عشق را همواره بر ما یاداور خواهد بود.

و اکنون او درمیان مانیست. قامت شیک پوش، اندام به قاعده و انگشتان کشیده ی او دیگر به چشم نمی آیند.
"ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
درخانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی ؟
رفتی تو بدین زودی، توبادصبا بودی ماننده ی بوی گل با باد صبا رفتی"

او کرنایش را گذاشته و خود بی نغمه و بی نفس و بی آهنگ، آهنگ رحیل نواخته. مرگ یک جیره ی همگانی ست و مختص او نیست. مرگ حق است، خاصه این روزها که مستمسک فراوان دارد برای ستاندن جان آدمیان. هیچ نفسی براتی از خالق هستی در رهن خویش ندارد مابه ازای عمر خویش. مارا چه رسد که زبان ان قلت بگشاییم به حکمت پروردگار و تیغ تعریض بر تقدیر ازلی آدمیان برکشیم؟
اما نه مرگ استاد کنعان که چنان تشییع وتدفینی درمیانه ی چنین کارزاری کرونایی درخور شخصیت و شان هنری او نبود، شایسته این بود که کالبد مطرب عاشقان در چشم انداز بهشتی یکی از چشمه زاران و چمنزاران همان کنسرت های ایلی اش به جایگاه ابدی بدرقه می شد. زیبا بود که قامت تراشیده و انگشتان کشیده ی او را جماعتی از عشاق سینه چاک همان روزها بر سر و دست می گرفتند و همان ها که با رنگین کمان دستمال هایشان بر هلی سبک و سنگین کرنایش رقصیده اند برخاموشی نفسش کل عزا می کشیدند و گونه می خراشیدند. شایسته این بود که جماعتی از صدها بازیگر ماهر که با هارمونی ریتم های بی نظیر جنگ نامه اش بی هوا به داو میشدند و چوب به دست ودل از دست داده غمزه می کردند وحریف می طلبیدند مطرب شادی بخش خویش را به سمت وسوی ابدیت بدرقه می کردند و بسیار چیزهای دیگر شایسته ی او بود، اما نشد.
""گاهی بساط عیش بی مقدمه جور می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود"
واین شاید نه قسمت او که تقدیر ازلی غالب هنرمندان این مرز و بوم است. اما کنعان مهمان خانه دل های عاشق ایل بود. او به زبان هنر وعده می داد و عهد می بست ودل می برد. آن ها که اول بار در کنسرت های بی بلیط و بی جایگاه او بر فرش فاخر چمن های سرحدات عاشق شده اند و یا عقده ای گشوده اند به نوای کرنای او، آن ها که با شنیدن آواز سحری اش با عشق های نجیب و جوانی ها وسرخوشی های رفته شان همنوایی می کردند، یادآوران و قدرشناسان همیشه ی استاد کنعانند.
کنعان ملغمه ای از فروتنی، ادب و هنر بود و عهدهای دل مارا همواره در یاد خواهد داشت. طنین کرنای او هم، نوای عشق بود و هم ناله های انسان ازلی در فراق بهشت. او بیش از چهل سال نواخت و نواخت چنانکه با نوای خود یگانه شد و به عشق و ابدیت پیوست. این وصل وشیدایی بر جان شیفته ی او نوش باد!

"عاشق شده ای ای دل، سودات مبارک باد!
از جا ومکان رستی، آنجات مبارک باد!
از هر دو جهان بگذر، تنها زن و تنها خور
تا ملک و ملک گویند تنهات مبارک باد!
کفرت همگی دین شد، تلخت همه شیرین شد
حلوا شده ای کلی، حلوات مبارک باد !
در خانقه سینه، غوغاست فقیران را
ای سینه ی بی کینه،غوغات مبارک باد!
خامش کن و پنهان کن، بازار نکو کردی!
کالای عجب بردی، کالات مبارک باد!"

محمد هنرمند؛هفتم فروردین نود ونه؛ آباده

 

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های استاد کنعان ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

 

امان الله یوسفی و سلطان حسین کرمی

خوانندگان:

شهید امان الله یوسفی
 سلطان حسین کرمی

🎻ویلن:
هادی نکیسا

امان الله یوسفی سلطان حسین کرمی

امان الله یوسفی سلطان حسین کرمی خوانندگان این اثر میباشد.

مختصری در باره استاد نکیسا:

هادی نکیسا فرزند استاد داوود نکیسا، در سال ۱۳۰۳ خورشیدی، در طایفه عمله ایل قشقایی متولد شد.

وی موسیقی را از دوران کودکی، نزد پدرش، با سازهای سه تار، تار و کمانچه فرا گرفت.
او در دوران جوانی به جهت یادگیری ساز و ویولن و همچنین مبانی و اصول موسیقی، به تهران عزیمت کرد.

وارد آموزشکده موسیقی استاد ابولحسن صبا شد و در کلاس درس ایشان شرکت کرد.

وی پس از پایان مراحل آموزشی و شروع فعالیت حرفه ای در حوزه موسیقی قشقایی نیز از ساز ویولن استفاده می کرد.
هادی نکیسا به هنگام تاسیس رادیو شیراز به استخدام این مرکز درآمد و در آنجا دست به خلق آثار فراوانی زد.

بیشتر آثار رسمی وی، در قالب صفحات گرامافون، در آرشیو مرکز رادیو و تلویزیون استان فارس موجود است

که این آثار هنوز هم توسط آن مرکز مورد استفاده قرار می گیرند.
او برای خلق آثارش، با خوانندگان موسیقی قشقایی از جمله

محمدحسین کیانی، تهمورس خان کشکولی، بانو ماه پرویز، سلطان حسین کرمی، بانو آفتاب زینت،

امان اله یوسفی و آقای بهرامی، همکاری مستمری داشته

و با یکدیگر آثار ارزشمندی را به ثبت رسانیده اند.

مهمترین آلبوم منتشر شده از ایشان مجموعه «موسیقی نواحی ایران، آوازهای قشقایی» است

که با همکاری محمدحسین کیانی و حبیب خان گرگین پور تهیه شده است.

این مجموعه به کوشش بانو پروین بهمنی در سال ۱۳۸۸ توسط موسسه ماهور در تهران، منتشر شد.

هادی نکیسا در ۱۷ دی ماه ۱۳۶۵ در جایدشت فیروزآباد در سن ۶۲ سالگی با دنیای هنر و موسیقی خداحافظی کرد و چشم از جهان فرو بست.

امان الله یوسفی سلطان حسین کرمی را در زیر دانلود کنید.

برگرفته از سایت قشقایی آنلاین

ماه پرویز جنگانی

خواننده: ماه پرویز جنگانی

نوازنده ویلن: استاد فرود گرگین پور

نامی آشنا که خود باعث تصنیف شد وهم خواننده را مشهور کرد وهم خواننده بر آن آدرس گذاشت.

ماه پرویز جنگانی

 

کرم جعفری باغنویی| 

( بورا گوده کوناره/ بویه میمن چناره) این تصنیفی است که آن دختر ساربان خوش صدا که معروفترین زن خواننده ایلی، ماه پرویز جنگانی است .

چنان با سوز وگداز می خواند که هم خودش را معروف کرد وهم مکان را مشهور.
او کسی بود که صفت ماه را با خود یدک می کشید،

و همچون ماهی در آسمان خوانندگان قشقایی می درخشد ، به قشلاقش نزدیک بود وبارانداز یوردشان بود.

او خو‌اننده خوش صدا که اینک چشم از جهان فرو بسته

و اما یاد وخاطره اش در دلها وطنین صدایش در گوشها بجای مانده است، او ماه پرویز بود.

کسی که استاد زنده یاد بهمن بیگی در کتاب اگر قره قاچ نبود از او لب به تحسین گشوده وچنین نوشته است.

« گرامی ترین مهمان خانوادگی ما زنی بود نه از قبیله ما، از قبیله دیگر.  ترکیبی بود از خواهر ومادر، از خواهر پیر تر واز مادر جوانتر، اما از هر دو مهربانتر، نامش ماه پرویز بود. صدای سحر آسایی داشت ، کلام روزانه اش رنگ وزنگ موسیقی را داشت، هنگامی که لب به سخن می گشود مثل اینکه آهنگی می سرود. هرگاه به سراغ ما می آمد خانه مادیگر خانه نبود آشیانه هزار دستان بود.»

آری گود کناری دشتکی مسطح که وجود درخت مقاوم گرمسیری بنام کنار ( صدر) جنگلی را شکل داده است که در پاییز درختان با ثمر زرد وسرخ ونارنجی خود این مکان را به نقاشی می کشید . چه انسانهایی که در قحط سالی ازوحود ثمر همین درختها جان سالم بدر بردند و چه گوسفندانی که برگ این درختها را از تلف شدن وسیر شدن به بقای خود ادامه دادند. گود کناری حد فاصل بین شهرستان قیر وخنج قرار دارد تاریخ این محل خواندنی وداستانهایش شنیدنی است. قصه وداستانهایی زیاد در چنته دارد.

اینجاست که حوزه استحفاظی نیروی انتظامی دو شهرستان قیر وخنج تفکیک گردیده است و مرز دوشهرستان مشخص.

گود کناری بر سر راه عبور تیره هایی از طایفه عمله قشقایی قرار گرفته است .

تیرهایی از قبیل قزلو، قادر لو ، بور بور ، بهمن بیگلو، ایگدر، سارویی، محمد زمانلو،کرانی،مختارخانلو،میچک،

گذر از این دشت پر کنار را تارسیدن به قشلاقشان را دارند ودر این مکان یورد اندازی نموده اند.

این گود معروف تا حدودی تفکیک کننده دو مذهب تشیع وتسنن هم می باشد ، قیر شیعه با خنج سنی.

اینجا پناه گاهی برای ناراضیان حکومت پهلوی هم بود ومحل انتقامهای شخصی.،

پارت دوم:

عشایری تفنگ بدوش که که نارضایتیشان از حکومت وقت آنها را پا به کوه کرده بود، 

محلی با پوششی از درختان گرمسیری وسیع که کمین گاهی مطمئن برای راهبندان وانتقام جویان بود.

درست در سال ۱۳۳۱ بود که مرحوم حاج فرج کیخا کریمی ایگدر در همین نقطه راه را بر عمو وعموزادگان خود بست

 ونعره های برنو زمین را از خون آنها گلگون نمود،

در همین نقطه بود که در سالهای هرج ومرج عده ای راه را بر ماشین جیپ ولیزی بستند

 و با سر نشینانش تصفیه حساب شخصی نمودند که یکی از آنها به طرزی فجیح مضروب و مهندس خلیلی کشته شد 

،گود کناری تو محل اتراق نظامیان تعقیب گر بودی وخاطراتی از شهید بهمن خان بهادری قشقایی در سینه داری.

گود کناری آواره است بعلت مرز بودن بین دوشهرستان نیمی از پرونده را در ادرات دولتی خنج ونیمی را در ادارات قیر دارد وذینفعان این مکان آواره وسر در گم،

هوای تابستانش سوزان،زمستانش خوش هوا و وبهارش فرحبخش. 

تیهو یش فراوان وقهقه کبکش گوشها را می نوازد . آهوان سیه چشمش به وفور بود واینک اثری از آنان نیست. 

این مکان در دامن کوهی بلند که در ماهورهایش قوچ ومیش

 و در صخره هایش بز وپازن ودر کنار رود خانه اش دراج های رنگین پر آواز خوان دارد. 

رود پر آوازه قره قاچ از کنارش می گذرد وبه زیبایی وشهرتش می افزاید‌.

جاده ای آسفالته همچون ماری با پیچ وخم خطی را در وسط این دشت ترسیم نموده است .

جایی که ایلخان قشقایی بیش از مکانهای دیگر دوست داشت ویورد می انداخت.

اما اینک بیشتر درختانش را از دست داده است ،

 عدم بارندگی وبی توجهی مردم وعدم نظارت سازمان محیط زیست ومرتع وجنگلها وجنگلبانان کم توجه باعث شده است 

که گود کناری هم در بغض عمیقی فرو رور ودرختانش را از دست دهد.

گود کناری تو بمان که روزی آباد می شوی اشک نریز که برایت اشکها می ریزند. 

تو به یاد دار ی که تصنیف ( یا رم دونه دونه دونه خان گله دوران دونه ) را ماه پرویز در کنارت با صدای دلنشینش زم زمه می کرد.

تو گله اشتران را در خود جا دادی واسبان ومادیانها وکره هایش با نژاده های مختلف . 

پژواک تفنگها در کمرهایت وآب انبارهای گنبدی شکلت همه و همه بر زیباییت افزوده بود،

گود کناری من به تو عشق می ورزم ، زیرا من عاشقم.

مرا از خود نران که تو همیشه در ذهنم باقی هستی.


کرم جعفری باغنویی
منبع : قشقایی آنلاین: 

وحید مغانلو- مقام کیخا

وحید مغانلو- مقام کیخا

وحید مغانلو

خواننده: وحید مغانلو

ویلن: چمران زارع

سه تار: نکیسا میرزایی

 

موسیقی قشقایی برخلاف موسیقی سنتی ایران برپایه ردیف نیست. 

این موسیقی از طبیعت و سرنوشت قشقایی‌ها الهام می‌گیرد، گاهی محزون است، گاهی پرشور است و گاه حماسی.[۳۹]

موسیقی قشقایی به گروه‌هایی از قبیل موسیقی عاشیق‌ها، موسیقی چنگی‌ها و موسیقی ساربان‌ها (دارغاها) تقسیم می‌شود.[۴۰]

چنگی‌های قشقایی در حال نواختن کرنا و نقاره

موسیقی چنگی‌ها:

«چنگی» به نوازندگان کرنا، نقاره و ساز (سرنا) گفته می‌شود.

اینان متعلق به طایفه خاصی نیستند و رد پای آن‌ها را می‌توان در همه طوایف قشقایی پیدا کرد.

 کرنا و نقاره معمولاً با هم نواخته می‌شود اما به جای کرنا گاهی از ساز (سرنا) استفاده می‌شود.

چنگی‌ها حافظ موسیقی قومی ایل قشقایی هستند.[۴۱] 

چنگی‌ها اغلب در عروسی‌ها، ختنه سوران‌ها و دیگر جشن‌ها می‌نوازند.

اینان با کرنا و سُرنا آهنگ‌های سحرآوازی، جنگ نامه، هَلِی (رقص زن‌ها) که اصیل ترینشان «آغورهلی»، «یورغه هلی» و «لکی» است را می‌نوازند.[۴۲]

موسیقی ساربان‌ها

ساربان‌ها که به نام کُرُش و دارغه نیز شناخته می‌شوند؛ آهنگ‌های قومی ایل قشقایی را با «نی» می‌نوازند.

آنان را ذوق و علاقه شخصی به موسیقی کشانده‌است.

از آهنگ‌های مخصوص ساربان‌ها «گدان دارغا» را می‌توان نام برد که در وصف شترهای در حال حرکت است.

ساربان‌ها به زبان ترکی قشقایی صحبت نمی‌کنند و زبان آن‌ها زبان کوروشی (گویش کرشی از زبان‌های قدیمی ایرانی و گویشی از زبان بلوچی) است؛

ولی آواز و موسیقی آنان کاملاً قشقایی است و فرهنگ قشقایی بر آن‌ها چیره شده‌است.

بهترین خوانندگان را می‌توان در میان ساربان‌ها جستجو کرد.

موسیقی عاشیق‌ها

عاشیق‌ها طایفه‌ای هستند در میان قشقایی‌ها که حرفه‌شان نواختن، خواندن و افسانه سرایی است.

موسیقی عاشق‌ها یک موسیقی کهن و گسترده‌است. عاشق‌ها برای هر موسیقی چه غمناک و چه شادی آفرین نوایی دارند.

حضور عاشیق‌ها را نه تنها در فارس بلکه در آذربایجان و برون از این سرزمین می‌توان دنبال کرد.

عاشیق‌های قشقایی در اصل از مناطقی همانند قفقاز، شیروان و شکی به فارس مهاجرت کردند.

وجوه اشتراک زیادی بین عاشیق‌های قشقایی و عاشیق‌های آذربایجان وجود دارد

اما از نظر موسیقی تفاوت‌های اساسی وجود دارد و اکثر قطعات کاملاً با آهنگ‌های آذربایجانی متفاوت است.

گروه نوازی در میان عاشیق‌ها بسیار معمول بوده‌است.[۴۳] 

ساز اولیه عاشیق‌ها قوپوز (چگور) بوده که البته بعدها کمانچه و سه تار نیز نواخته‌اند.

از آهنگ‌های معروفشان می‌توان کوراوغلو، غریب و صنم، اصلی و کرم و کوچ عیوض را نام برد.[۴۴]

برخی از انواع موسیقی قشقایی عبارتند از: 

لالایی‌ها، واسونک‌ها (که در مجالس شادی خوانده می‌شوند)، جنگ نامه (موسیقی حرکات موزون یا چوب بازی مردان قشقایی که حالت رزمی دارد

 و با کرنا و نقاره نواخته می‌شود) و آهنگ‌های کار (مثلاً آهنگ بافندگان فرش، برنج کوبی، راندن شترها و چرانیدن گوسفندان).

محمدرضا نوروزی، کمانچه قشقایی

۱۳۹۸/۵/۸

در سومین روز از سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان در بخش نواحی بخش کمانچه و نی بختیاری، قشقایی و فارس

قبل از ظهر و نی‌انبان و عود مناطق سواحل جنوب در بعد از ظهر با اجراهای خود به رقابت پرداختند.

در بخش کمانچه محلی قشقایی «امیر کریمی‌زاده» و «محمدرضا نوروزی موصلو»

و در بخش نی قشقایی «بابک قلی‌زاده» و «محمدرضا چریکی» به رقابت پرداختند.

فیلم اجرای محمدرضا نوروزی، کمانچه قشقایی، در لینک زیر قابل مشاهده و دانلود میباشد .

 

در مراسم اختتامیه سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان که شامگاه سه شنبه پنجم شهریورماه با حضور سیدعباس  صالحی  وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت برگزارشد اسامی برگزیدگان این جشنواره به تفکیک بخش ها نیر اعلام گردید

به گزارش روابط عمومی سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان، برگزیدگان سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان در سه شاخه «موسیقی دستگاهی»، «موسیقی کلاسیک» و « موسیقی نواحی» با حضور سیدعباس صالحی  وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد اله یاری فومنی مدیرکل دفتر موسیقی ارشاد، علی ثابت نیا مدیرعامل انجمن موسیقی ایران، مهدی افضلی مدیرعامل موسسه توسعه هنرهای معاصر ایران، علی اکبر صفی پور مدیرعامل بنیاد رودکی، حمید قبادی مشاور معاون امور هنری،  مسئولان فرهنگی و هنری، اعضای هیأت داوران سیزدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان، هنرمندان و اصحاب رسانه در تالار وحدت برگزار گردید.

جدیدترین و نوستالژیک ترین موزیک ها را از وب سایت قشقایی موزیک دانلود و گوش کنید

تا لذت شنیدن یک موسیقی زیبا و اصیل قشقایی را تجربه کنید.

نظر خودتان را درباره نوازندگی محمدرضا نوروزی، کمانچه قشقایی برای ما بنویسید.

همچنین می توانید ما را در اینستاگرام دنبال کنید.

همچنین آثار این سایت در تلگرام موسیقی قشقایی منتشر میشود.

سایت منبع: خبرگزاری فارس

اسفندیار بهزادپور به همراه استاد فرود گرگین پور- بوزداغ

اسفندیار بهزادپور - بوزداغ

 مقام بوزداغ – اسفندیار بهزادپور – متن آهنگ :

گونگول قوشوم قفسینگده تاب ایله

یوخ قرارینگ نچون صبرینگ آز اولور

هجران چکیب غمخانادا تاب ایله

بهار اولور،گول اچولور، یاز اولور

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

اوستادینگ وئردیگی پندی ازلی

گورگ کویلینگ کتابونا یازولی

سئومه بی وفایی آلما گوزلی

شوخ گوزلده عهدو پیمان آز اولور

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

غم یئمه سازیش ائد یاخشی یامانا

دایم بیر حالتده قالماز زامانا

یقین مشگل گشاه شاهی مردانا

مشکل آچار باغلی درلر باز اولور

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

بیلمه دینگ نیش اولور نوشی عسلده

ائشیدمه دینگ مکافات وار عملده

عیشقی سئودینگ بیلمه دینگ کی گوزلده

عیشوه اولور، غمزه اولور، ناز اولور

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

یئری ماذون احوال آلان یوخوسا

دردینگ دئمه دارمان قیلن یوخوسا

قدرینگی بیل قدرینگ بیلن یوخوسا

بیزیم ائلده قدر بیلن آز اولور

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

 

مقام بوزداغ – اسفندیار بهزادپور

شاعر: میرزا ماذون قشقایی

خواننده: اسفندیار بهزادپور

پیانو: استاد فرود گرگین پور

قشقایی موزیک این افتخار را دارد که در بیشتر صفحات مجازی

از جمله تلگرام، اینستاگرام، واتساپ ، آپارات، تماشا، یوتیوب و …. فعالیت مستمر داشته باشد.

منتظر دریافت نظرات شما در اینستاگرام قشقایی موزیک هستیم.

متن و شعر زیر تقدیم به همراهان عزیز:

اویالانچی ایللر گونه دیمزمیش

گول وئردیم وئردیییم دیمزمیش

گوزوم ده چاغلایان سئله دیمزمیش

حئف او سئوگییه، او محبته

ترجمه

در حد ارزش یک روز نبود

عمری که با تو هدر دادم

سال هایی که به پایت ریختم

عشق تو ارزش گلی را که هدیه کردم

و اشک هایی را که برایت ریختم نداشت حیف از آن عشق و محبت

سیروس فتحی در مدح تهمورس خان کشکولی

سیروس فتحی در مدح تهمورس خان کشکولی

سیروس فتحی در باره تهمورس خان کشکولی

متن آهنگ:

آغیر ائل نغمه سی یاسا دولاندی

آغیر ائل نغمه سی یاسا دولاندی

بولبول لار اوشدی لر، گول لاروم آغلار

بولبول لار اوشدی لر، گول لاروم آغلار

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

یار آغلار ماتمدن قانا بویاندی

یار آغلار ماتمدن قانا بویاندی

اورگ لر داغلاندی، داغلاروم آغلار

اورگ لر داغلاندی، داغلاروم آغلار

نئدم من ، نئدم من، والا نئدم من

یری که یار یوخدور نیجه گئدم من

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

آغیر ائل زارونجی معصوم چالونماز

آغیر ائل زارونجی معصوم چالونماز

کیانی لای لاسی تار سالونماز

کیانی لای لاسی تار سالونماز

نئدم من ، نئدم من، والا نئدم من
یری که یار یوخدور نیجه گئدم من

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

در مدح تهمورس کشکولی

موسیقی: میلاد شهریاری

کمانچه: هوشنگ سلیمی

خواننده: سیروس فتحی

شاعر: عوض الله صفری

 

استادطهمورث خان کشکولی :
در بیست و دوم بهمن ۱۳۱۹ در ایل قشقایی متولد شد.

موسیقی را از کودکی شروع نموده و سپس با پیروی از خوانندگان پیشکسوت همچون استاد محمد حسین کیانی و محمد قلی خورشیدی و مخصوصا محمود خان اسکندری کشکولی به معلومات موسیقی مقامی خود افزود .

کشکولی که از صدای بسیار رسا و زیبایی برخوردار بودند خیلی زود به شهرت رسیده و طرفداران بسیاری پیدا نمودند.

از آنجا که در مناطق سردسیر و ییلاقی دارای املاک کشاورزی بودند و در مجاورت مردم نیک بویراحمد می زیستند ، به زبان و فرهنگ و موسیقیی بویر احمد ، آشنایی و اشراف کامل داشتند .

اگر به خوانندگی سیروس فتحی علاقه دارید به شما پیشنهاد میکنم آثار سیروس فتحی را از وب سایت قشقایی موزیک دانلود و گوش کنید تا لذت شنیدن یک موسیقی زیبا و اصیل قشقایی را تجربه کنید.

نظر خودتان را درباره خوانندگی اسفندیار بهزادپور برای ما بنویسید.

همچنین می توانید ما را در اینستاگرام دنبال کنید.

همچنین آثار این سایت در تلگرام موسیقی قشقایی منتشر میشود.

 

 

خنیاگر بزرگ قشقایی به مرگ سلام کرد

خنیاگر بزرگ قشقایی به مرگ سلام کرد

 

استاد فرود گرگین پور بعد از یک دوره بیماری ده ساله، و بعد از یک دوره بستری هشت ماهه در بیمارستان مهر پیسنگاه روز سه شنبه دهم دیماه نود و هشت در بیمارستان مهر درگذشت.

#فرود_گرگین‌پور،‌نوازنده کمانچه و ویولن و از اساتید موسیقی قشقایی درگذشت.

صبا گرگین پور فرزند فرود گرگین پور پیشکسوت موسیقی نواحی در گفتوگو با خبرنگار موسیقی ایرنا ضمن اعلام این خبر گفت:

متاسفانه پدرم دقایقی قبل بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت.

فرود گرگین پور برادر فرهاد گرگین پور و خواهر زاده محمد بهمن بیگی از نوازندگان نامی ایل قشقایی است.

وی از کودکی با نوازندگی آکاردئون یادگیری موسیقی را آغاز کرد

و در سال ۱۳۴۲ برای اعتلای کار خویش از کلاس‌های نورعلی برومند، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی و علی‌اصغر بهاری بهره برد.

سال ۱۳۵۴ تحصیلات موسیقی در دانشگاه تهران را به پایان رساند

و از همان سال به تشویق نورعلی برومند به نواختن ساز کمانچه پرداخت.

از آثار وی می‌توان ترکمن صحرا، هجران، کوراغلو و مجموعه موسیقی قشقایی را نام برد.

در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۴

مراسم بزرگداشتی برای وی با حضور افرادی چون حسین علیزاده، محمود دولت‌آبادی، جواد مجابی و حسین الهی قمشه‌ای

در فرهنگسرای نیاوران تهران برگزار شد.

 

فرود ایل هم فراز جاودانگی گرفت

خبرش غیر منتظره بود زیر تصویرش نوشته بود 

استاد ویلن قشقایی

"فرود هم رفت"چشمان خیره ام به تصویر حک شده بود انگار و بر صفحه ثابت ماند غصه تمام وجودم را گرفت 

و به پلک هم زدنی تا مغز استخوانم را کاوید و بغض گلویم را نمی گویم تو خود بدان و بخوان از سکوت و حدیث مفصلش ...
خبر نبود "قره خبر" بود
آری 
فرود هم رفت ...

فرودی که فراز ایل بود و نغمه ها و نواها و آهنگهایش به دل می نشست چون از اعماق دل برآمده بود .

سازش هر صنمی را به رقص می آورد و دل هر عاشقی را به رعش و هر داغدیده ای را به اشک .

نغمه لعبت کودکان ایل بود و زمزمه پدران و مادران در هر کوی و برزنی و ملودی آواز هر مرد و زنی .

آوای ناز دلبرکان و دلسوختگان بود و نوای نفیر نی چوپانان .

خاطره شیرین دخترکان دم بخت و گل پسران دلداده سر سخت در سحرگاهان کوچ که دورادور حرف دل می زدند .
با نواهایش غریب به دیدار صنم میرفت و صنم به رقص می آمد

و غریب به وجد ایلچی بگلر به خواستگاری می آمدند و غریب خود را قربانی میلکی بر بازوان صنم میکرد

و عاشقانه محو تماشای صنم میشد انگار درد هجران سخت غریب را سوده بود.
چنگ نکیساییش افسانه کوراغلو را حقیقت محض کرده بود

و آن سوار رفته را (گدن آتلی) راه میزد و ساربان رفته را (گدن دارغا) اسباب سیر و سفر و پیغام می نمود ….
آری با فرود زاده شدیم و زیستیم دیدیم و شنیدیم و خاطره ساختیم

و نقش بر گبه و گلیم زندگانی زدیم.با فرود بزرگ و بزرگتر شدیم آنقدر که برف روزگار بر قله وجودمان نشست …
امشب حبیب خان مهمان عزیزی دارد

سیاه چادرش افراشته تر و گروگمپل ریزان و چراغانی شده است درب بهشت آذین بندی و چراغانی شده است.

 

بزرگان به ترتیب نشسته اند ناصرخان و خسروخان در صدر مجلس نشسته اند

معلم بزرگ و جنتلمن ایل با صدای با صلابتش خیر مقدم می خواند :

فرود خان عزیز به جاودانگی و ابدیت خوش آمدی /

سید رضا موسوی
دهم دیماه یکهزارو سیصدو نود و هشت خورشیدی

لالایی پروین بهمنی و هما بی بی

انا لله وانا علیه راجعون

مادر اساتید بزرگ موسیقی قشقایی فرود و فرهاد گرگین پور و خواهر  محمد بهمن بیگی درگذشت

درگذشت معصومه بی بی بهمن بیگی همسر مرحوم حبیب خان گرگین پور

را به ایل بزرگ قشقایی وخانواده محترم گرگین پور تسلیت میگوییم

روحشان شاد و یادشان گرامی

لالایی پروین بهمنی و هما بی بی

لالایی پروین بهمنی و هما بی بی

 

معصومه بی‌بی بهمن بیگی از بانوان نامدار ایل قشقایی درگذشت.

شادروان معصومه  بهمنی، همسر استاد حبیب خان گرگین پور، مادر اساتید بزرگ موسیقی ایل قشقایی فرود و فرهاد گرگین پور و خواهر  محمد بهمن بیگی بود.

که یکی از تاثیرگذارترین شخصیت ها در تاریخ فرهنگ و هنر قشقایی بود ساعت شش صبح امروز، دوم دیماه نود و هشت، دار فانی را وداع گفت.

پریچهر گرگین پور دختر شادروان معصومه بهمنی در سوگ مادرش می گوید:
“تراژدی مصی بی بی تمام شد و رنج هایش به پایان رسید.

او همه چیز را تاب آورد، بزرگ کردن و تربیت کودکان نابینا، مرارت های بی شمار زندگی، ولی غم فرود و مرگ فرهاد او را از پای انداخت. 

او برای ما کم نگذاشت. در واقع از جانش مایه گذاشت.

اگر موافقت کنند او را در کنار فرهاد در قطعه ی نخبگان آباده به خاک می سپاریم.”

قشقایی موزیک ،درگذشت بانوی بزرگ عشایر معصومه بهمنی  را به ایل بزرگ قشقایی، عشایر، فامیل و بستگان تسلیت عرض می نماید.

براساس این گزارش مراسم تشییع  شادروان” معصومه بهمنی ” روز چهارشنبه ۹۸/۱۰/۴ در آباده

و مراسم بزرگداشت روز جمعه ساعت ۱۰الی۱۱/۳۰ در مسجد دانشگاه شیراز واقع در میدان ارم برگزار می گردد.

 

 به مناسبت آسمانی شدن روح معصومه بی بی گرگین پور،  لالایی زیر را تقدیم میکنیم .

این لالایی به لالایی معصومه بی بی نیز شهرت دارد که هنرمندان زیر این آهنگ را اجرا کرده اند .

برای هنرمندان زیر آرزوی موفقیت داریم.

لالایی پروین بهمنی و هما بی بی

خوانندگان:

پروین بهمنی

هما بی بی  

ویلن: پیران  درخشان