سایت قشقایی موزیک - سایت موسیقی قشایی - مسعود نامداری و ثنا نامداری-باش گرایلی

موزیک های ویژه

مسعود نامداری و ثنا نامداری-باش گرایلی

مختصری از استاد مسعود نامداری قرقانی از افتخارات ایل قشقایی و روستای خانه خمیس علیا

درباره ی استـاد مسعود نامداری قرقانی

مسعود نامداری و ثنا نامداری-باش گرایلی

مسعود نامداری و ثنا نامداری-باش گرایلی

فردی که برای یادگیری ساز کمانچه در دوران جوانی به دلیل علاقه ی شدید به موسیقی، روزهای پنج شنبه به کلاس نمیرفتن و شیراز رو به مقصد تهران ترک میکردن تا پیش استاد آذرسینا (جهت اموزش دیدن سبک کلاسیک) برن و اونجا اموزش ببینن…

اقای مسعود نامداری در همین سال ۸۹ دو اثر رسمی از خودشون به جا گذاشتن

یکی البوم زیبا و دلنشین “ایلگر” و دیگری مجموعه ی “آللینجاق اولدوزو”

اما ایشون در سال ۸۷ البوم زیبا و فراموش نشدنی “جیران” رو روانه بازار کردن که پر فروشترین البوم سال شد

استاد نامداری از اخلاق حرفه ای و بسیار خوبی برخوردار هستن و به نظر من بزرگترین عامل پیشرفتشون تمرین بسیار و پشتکارشون بوده

فردی ساده، صادق، خوش برخورد و با اصالت که من چند ماهی که پیششون اموزش میدیدم جزء بهترین لحظات دوران زندگیم بود

 

 مصاحبه  با استاد مسعود نامداری قرقانی توسط امان اله افشاری یکی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی یاسوج که از شاگردان وی بوده است.

 سلام لطفا به سوالات جواب کوتاه و کامل بدید:

نام:مسعود

شهرت:نامداری

طایفه:عمله

تیره:قرقانی

بنکو:نامداری

محل تولد:خانه خمیس

محل زندگی فعلی:شیراز

تاریخ تولد:یلدای ۱۳۵۷

وضعیت:متاهل

موسیقی رو از چه سالی شروع کردید؟۱۳۶۸

سازهایی که میزنید؟کمانچه، ویولن، تار و سه تار

استادانی که واسه پیشرفتتون زحمت کشیدن؟استاد آذرسینا-استاد گنجه ای و…

چه کسی رو الگو قرار دادین؟الگوی خاصی نداشتم

آثاری که تا الان ارائه دادین؟جیران-ایلگر-پیرار-کوه دنا و…

بهترین قطعه ای که تا حالا اجرا کردین چی بوده؟همه ی قطعاتمو دوست دارم

با کدوم هنرمندای بزرگ همکاری کردین؟کلیه ی هنرمندایی که تاکنون با ایشان همکاری داشته ام هنرمندان بزرگی بوده اند

نظرتون در مورد تغییر و تحولاتی که تو موسیقی قشقایی ایجاد شده چیه؟اگه دست به کار نشیم ظرافت و زیبایی این موسیقی از بین خواهد رفت

نظرتون در مورد سیه چادرهای عشایری چیه؟زیباست

پیشنهاد شما به افرادی که دوست دارن این راه رو انتخاب کنن چیه؟تلاش کنن

از شما به خاطر گذاشتن وقت برای این مصاحبه، صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم شاهد پیشرفت روز افزونتون باشم

در پایان اگه صحبتی دارین بفرمایین؟نه صحبت خاصی ندارم فقط از شما تشکر میکنم.

مسعود نامداری و ثنا نامداری-باش گرایلی را از لینک زیر دانلود کنید.

دانلود آلبوم جیران- مسعود نامداری

دانلود آلبوم آیرولوق چاغی- مسعود نامداری

درباره ی استـاد مسعود نامداری قرقانی
محل تولد: خانه خمیس _سال ۱۳۵۳
طایفه عمله_تیره قر قانی بنکوی نامداری
سال شروع فعالیت موسیقی:۱۳۶۸
فردی که برای یادگیری ساز کمانچه در دوران جوانی به دلیل علاقه ی شدید به موسیقی، روزهای پنج شنبه به کلاس نمیرفتند و شیراز را به مقصد تهران ترک میکردند تا خدمت استاد آذرسینا (جهت آموزش دیدن سبک کلاسیک) بروند و در محضر ایشان آموزش ببینند…
آثار:
البوم زیبا و فراموش نشدنی “جیران” که پر فروشترین البوم سال شد(۱۳۸۷)
البوم زیبا و دلنشین “ایلگر” و مجموعه ی “آللینجاق اولدوزو”
(سال ۱۳۸۹)
آلبوم آیریلیق چاغی(۱۳۹۷)
و آلبوم کنسرت قشقایی
همچنین در پروژه اوزاق یول(ارسلان میرزایی) تنظیم موسیقی رو برعهده داشتند

دانلود آلبوم جیران به صورت فایل زیپ ،و برای دانلود آهنگ های تکی ، لینک های زیر را کلیک کنید.

دونواز ی فرودگرگین پور -فرهنگ فر

 

دونواز ی فرودگرگین پور -فرهنگ فر

دونواز ی فرودگرگین پور -فرهنگ فر

استاد ناصر فرهنگ فر در چهارم آبان ماه ۱۳۲۶ هجری شمسی در شهرری متولد شد.

پدرش که کارمند شهربانی بود تار می‌نواخت و عمویش تمبک، با این وجود پدر مخالف ساز زدن ناصر بود.

جد مادریش میرزا مهدی خوشنویس از خوشنویسان مشهور دوره قاجار بود.

استعداد درخشان این هنرمند در همان دوران کودکی و تنها وقتی ۷ سال داشت نمایان شد، وی با کوزه‌های گلی نخستین تمرینات خود را انجام می‌داد

و بعدها با خرید تنبک عمویش که ساز نفیسی در دوران خود بود، شروع به فراگیری این ساز کرد، در همین دوران علاقه و ممارست وی در فراگیری تنبک پیشرفت چشمگیری را برای وی به همراه داشت.

فرهنگ فر داشته‌های مقدماتی تنبک را نزد یکی از اقوام خود محمد ترکمان که شاگرد امیرناصر افتتاح تنبک نواز سرشناس دوران به‌شمار می‌رفت؛

فراگرفت، همین امر مقدمات دیدار وی با حسین تهرانی را برای او فراهم کرد.

استعداد قابل ملاحظه فرهنگ فر، استاد حسین تهرانی را مجاب می‌کند تا که وی را به شاگردی بپذیرد، وی مدت کوتاهی در نزد این استاد شاگردی کرد

که در بالا بردن کیفیت نوازندگی و شکوفایی استعدادهای نهفته وی بسیار مؤثر بود

و با راهنمایی او برای فراگیر نت مدت یک سال نزد محمد اسماعیلی کتاب تمبک استاد تهرانی را آموخت.

در این دوره ناصر فرهنگفر از داشته‌های اساتید به نامی همچون عبدالله دوامی، سیدحسن میرخانی، سید حسین میرخانی و علی اکبر کاوه بهره جست.

علاقه فرهنگ فر به شعر، ادبیات و خوشنویسی وی را به عنوان موسیقیدان آگاه به دیگر اقسام هنر مطرح کرد، وی در سرودن شعر و کار با قلم خطاطی نیز همچون نوازندگی تبحر داشت که همین امر سبب شد نوازندگی تحت تأثیر این هنرها قرار گیرد.

در همان سال‌ها به اتفاق داوود گنجه‌ای به دانشکده هنرهای زیبارفت و با استاد نور علی برومند و داریوش صفوت آشنا شد.

در سال ۱۳۴۲ با آغاز کار مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس ساز تنبک به فعالیت پرداخت،

در این مدت وی با تلاش خود تأثیرات قابل توجهی در شیوه نوازندگی ساز تنبک بر جای گذاشت،

پس از حدود یک دهه فعالیت در این مرکز در سال ۱۳۵۰ وارد رادیو و تلویزیون شد و به پیشنهاد دوستش بهمن رجبی در برنامه‌های معروفی به نام هفت شهر عشق، گل‌های تازه و گلچین هفته با استاد بهاری و لطف‌الله مجد و… اجرای برنامه کرد.

فرهنگ فر نقش بسزایی در شکوفایی جریان موسیقایی گروه شیدا و عارف ایفا کرد،

چرا که فعالان عرصه موسیقی، به تمبک تنها به عنوان‌سازی همراهی‌کننده در ارکستر نگاه می‌کردند که نوازندگی فرهنگ فر در این گروه‌ها این ذهنیت را تا حدود بسیاری در بین اهالی موسیقی دگرگون کرد.

از اجرای ادوار ریتمیک با تکنیک‌های غیر مرسوم می‌توان به عنوان برجسته‌ترین خاصیت نوازندگی این استاد به نام یاد کرد، شناخت وی از اوزان اشعار، خلاقیتش را در اجرای ادوار ریتمیک به همراه داشت،

چرا که این دورهای ریتمیک وابستگی بسیاری به اشعار کلاسیک دارند.

فرهنگ فر در عین حال که در تکنوازی ساز تنبک چیره‌دست بود ساده نواز بسیار عالی نیز بود، از سال ۵۱ با محمد رضا شجریان، محمد رضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش طلایی، داوود گنجه‌ای، پرویز مشکاتیان و… در جشن هنر شیراز برنامه‌های متعددی را اجرا کرد.

در سال ۵۲ به همراه گروه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به بلژیک رفت و با گروه باله موریس بژار همکاری نمود و در همانسال همان برنامه را نیز در تخت جمشید اجرانمود.

در سال ۵۴ به دعوترابرت ویلسون به نیویورک رفت و با گروه تئاتر وی همکاری کرد.

عضویت وی در گروه شیدا و اجراهای زیبایش با محمد رضا لطفی در همین سال و در گروه عارف به همراه پرویز مشکاتیان و حسین علیزاده و.. در سال ۵۶ و با تأسیس گروه هنری چاووش تا سال ۶۳ ادامه یافت.

آثاری که از وی به جای مانده نشان می‌دهد درک ملودیک این نوازنده بالا بوده که به همین خاطر وی در گروه نوازی نیز مؤثر عمل می‌کرد.

استاد بعد از دوران اوج که در آلبوم بسته نگار با تار محمد رضا لطفی تنبک نواخت، کم‌کم گوشه‌نشین شد و به قول معروف خلوت گزید.[۲]

. فرهنگ فر طبع و قریحه خاصی در سرودن شعر و غزل داشت.

در شعر متمایل به ایرج میرزا بود و اشعار طنز گونه‌ای از خود برجا گذاشت.

اولین غزلش را در سن ۱۲سالگی سرود. غزلی که فقط چند بیت از آن باقی مانده‌است.

تا اشک من ترانه غم ساز می‌کند صدها هزار عقده دل باز می‌کند
سرفصل داغ و درد مرا در کتاب عمر افسانه نگاه تو آغاز می‌کند

از تصنیف‌هایش نیز می‌توان به صورتگر چین، پیر میفروش و… اشاره کرد. ناصر فرهنگ فر پس از یک دوره کناره‌گیری و انزوای کاری درروز پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۷۶ در ۵۰ سالگی چشم از جهان فروبست.

ناصر فرهنگ‌فر در آثاری چون بیداد، آستان جانان و راست‌پنجگاه با محمدرضا شجریان همکاری کرده بود.

 

سیاوش مهدی علمدارلو – کیخا

سیاوش مهدی علمدارلو – کیخا

سیاوش مهدی علمدارلو - کیخا

خواننده: سیاوش مهدی علمدرلو

 

نواختن ساز، دهل، کرنا، سرنا و نقاره، برجسته ترین جنبه و شاخصه موسیقی فارس است

که هنوز در برخی از جوامع عشایری استان فارس و به ویژه در بین عشایر ایل قشقایی رواج دارد.

در مجموع می توان گفت در استان فارس دو فرایند موسیقایی وجود دارد که ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند.
یکی موسیقی قشقایی و دیگری موسیقی مردم فارس‌ زبان است که
در واسونک ها ، ترانه ها ، مولودی خوانی ها ، سوگ خوانی ها ، چاووش خوانی ها و صورت های دیگری از موسیقی جلوه گر می شود.
احمد صدری، پژوهشگر موسیقی و نوازنده ساز سه ‌تار، تنبور و دوتار در باره موسیقی فارس زبانان تحقیقات گسترده ای انجام داده است
که بر اساس این پژوهش ها ، موسیقی ترک‌ های قشقایی با ترک‌ های آذری به لحاظ فرهنگ موسیقایی نسبت نزدیک دارد.
موسیقی ایل قشقایی شامل بخش های موسیقی عاشیقی است که در فرهنگ آذربایجان هم وجود دارد.
دسته دیگر چنگی‌ها هستند که به نوازندگان کرنا، سرنا و نقاره گفته می‌شود و معمولاً در عروسی‌ها اجرا می‌شود.
بخش دیگر آن موسیقی ساربانی است که با زبان فارسی قدیم و با نی اجرا می‌ شده است و اکنون تقریبا منسوخ شده است.
عمده موسیقی که در این منطقه باقی مانده به شکل ترانه و تصنیف است.
بخشی از این ترانه‌ها واسونک‌ها هستند که معمولاً در قالب دوبیتی سروده می‌شوند و در مراسم عروسی و شادی اجرا می‌شوند.
سرنا و نقاره یا کرنا و دهل آلت های مهم موسیقی قشقایی است
که همچنان در مراسم عروسی نواخته می شود ، اما استفاده از آن به جز در موارد خاص محدود شده و
گستره آن از جوامع محلی فارس فراتر نمی رود، هیچ کانون و آموزشگاه رسمی نمی توان یافت
که دهل و نقاره یا سرنا و کرنا تدریس کند و فراگیری این موسیقی سینه به سینه و به صورت محلی در مناطق عشایری استان فارس رواج یافته است.
محسن خباز پژوهشگر و موسیقی دان استان فارس نیز تحقیقات گسترده در حوزه موسیقیایی این استان انجام داده است
و مبنای شناخت بسیاری از سازها و موسیقی استان فارس را کتاب دو جلدی دائرهالمعارف سازهای ایران می داند که محمدرضا درویشی نگاشته است.
این مجموعه علمی ، فرهنگی در سال ۲۰۰۲ به عنوان بهترین کتاب سازشناسی سال در جهان معرفی شده
و دربارهٔ سازشناسی و سازهای ایرانی و سازهای منسوخ شده مطالبی ارائه کرده است.
محمدرضا درویشی پژوهشگر و نویسنده کتاب یاد شده فصل هایی از نوشتار خود را به معرفی موسیقی قشقایی و
استفاده از سازهای دهل و نقاره و سرنا و کرنا اختصاص داده است.
زدن نقاره، یا نوبت زدن با آلات و ادوات مختلف، از یادگارهای قدیم استان فارس بوده است که طلوع و غروب خورشید را هم با آن استقبال و بدرقه می کردند.
هنوز هم در برخی از طوایف عشایری استان فارس نواختن نقاره هنگام طلوع آفتاب مرسوم است اما این ساز قشقایی اندک اندک رو به فراموشی می گذارد.
نواختن نقاره در صبح و شام و مواقع ماتم و سرور و اعیاد و فتح و جنگ و دیگر تشریفات یک رسم همیشگی در ایلات و عشایر فارس بوده است،
این ساز اکنون به صورت محدود در تعزیه خوانی ها در کنار نواختن شیپور، نی و بربط مرسوم است.
نقاره دو طبل کوچک به هم متصل است مانند دو کاسه که روی آن را با پوست پوشانده اند
و با هر ضربه ای که به آن نواخته می شود صدایی از آن بیرون می آید و ریتم می گیرد.
پیشتر نقاره را بر شتر یا اسب می بستند و به وسیله دو چوب مانند طبل آن را می نواختند.
کاسه نقاره را بعدها از مس می ساختند و روی آن برای استحکام پوست گاو یا گوسفند می کشیدند.
محلی را که در مواقع صلح نقاره می زدند دردوره های بعد نوبتخانه یا کوسخانه یا نقاره خانه می گفتند
و در هنگام نقاره زدن کرنا و سرنا، و نقاره و کوس و امثال اینها به کار می بردند.
موسیقی بومی ایل قشقایی با نام عاشیق‌ ها، چنگیان و ساربانان درآمیخته و در این میان موسیقی عاشیقی از جایگاه والایی برخوردار است.
موسیقی عاشیقی کهن و گسترده است و با شعر بومی درآمیخته است، عاشیق‌ها برای رویدادهای غمناک و شاد همیشه نوایی در سینه دارند.
در هنر عاشیقی حماسه جایگاه ارزنده‌ای دارد ،
حضور این هنرمندان را نه تنها در فارس، بلکه در آذربایجان و بیرون از مرزهای این سرزمین نیز می‌توان پی گرفت.
از خلال روایات قومی می‌توان دریافت که عاشیق‌های قشقایی در اصل از مناطقی همانند قفقاز، شروان و شکی آذربایجان به فارس مهاجرت کرده‌اند
و وجوه اشتراک قابل توجهی بین عاشیق‌های قشقایی و آذربایجانی به ویژه در زمینه بیان شجاعت و مردانگی افسانه ‌وار کوراوغلو وجود دارد،
ولی از نظر شیوه اجرا تفاوت‌هایی نیز با همدیگر دارند.
آهنگ‌هایی همچون کرمی، معصوم، محمود و… را با کمی اختلاف عینا در اجرای عاشیق‌های آذربایجان هم می‌توان ملاحظه کرد
سازی که عاشیق قشقایی می‌نوازد شبیه سه‌ تار و دارای ۹ سیم است که عموما آن را با مضراب و یا پنجه می‌نوازند،
ولی در دهه‌های اخیر کاربرد تار، کمانچه و دیگر آلات موسیقی نیز جایگاهی در میان موسیقی قشقایی یافته ‌اند که عمدتا مورد استفاده هنرمندان جوان قرار می‌گیرد.
از آهنگ‌های قدیمی و امروزی عاشیق‌های قشقایی می‌توان از
سحرآوازی، جنگ‌ نامه، محمد طاهر بیک ، معصوم ، صمصام ، کوراوغلو ، محمود و صنم، محمود و نگار، باش خسرو، هلیله خسرو، بیستون، حیدری، گرایلی نام برد.
هر کدام از آهنگ‌های مذکور با پیشینه قومی و تاریخی قوم قشقایی و دیگر اقوام ترک زبان ارتباط جدایی‌ناپذیر یافته‌اند.
عاشیق‌های قشقایی معمولا همراه عشایر کوچ می‌کنند.
در میان ایل قشقایی هنرمندان دیگری نیز هستند که به چنگیان معروفند.

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ سیاوش مهدی علمدارلو – کیخا  ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های بیشتر ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

 

علیرضا جهانگیری – ساری گلین

علیرضا جهانگیری – ساری گلین

 

“ساری گلین”
با صدای: علیرضا جهانگیری
تنظیم ارکستر: کیانوش خلیلیان
نغمه فرهمند: کوزه،بندیر، دایره
رضا مقدس: دبل بیس
کوروش بابایی: کمانچه، آلتو و سوپرانو
دیمیتری پتسالاکیس: بربط
رافائل براون : ویلنسل
کیانوش خلیلیان: نی
پدیده احرارنژاد: تار
امین ریحانی: سنتور
ضبط و میکس: رضا مقدس
بمآهنگ استودیو

متن آهنگ همراه با ترجمه ی فارسی:

ساچین اوجون هؤرمزلر، گولو سولو (قونچا) درمزلر … ساری گلین
بوسئودا نه سئودادیر؟ سنی منه وئرمزلر …
نئیلیم آمان، آمان … نئیلیم آمان، آمان … ساری گلین
بو دره نین اوزونو، چوبان قایتار قوزونو … قوزونو …
نه اوْلا بیر گون گؤرم، نازلی یاریمین، اوزونو …
نئیلیم آمان، آمان … نئیلیم آمان، آمان … ساری گلین
عاشیق ائللر آیریسی، شانا تئللر آیریسی … ساری گلین
بیر گونونه دؤزمزدیم، اوْلدوم ایللر آیریسی …
نئیلیم آمان، آمان … نئیلیم آمان، آمان … ساری گلین

سر گیسوها را نمی بافند
غنچه گل را نمی چینند
این چه حکمتی است
که تورا به من نمی دهند
*ای چوپان گوسفندها را در طول دره
باز گردان ای خورشید من
چه می شود روزی من صورت نازنین یارم را ببینم
چه کار کنم ساری گلین *
عاشقی را که از معشوقش جدا کنند
مثل این است که با شانه موها را از فرق باز کنند
من که نمی توانستم یک روز دوری یارم را تحمل کنم
سال ها از او دور ماندم
چه کار کنم ساری گلین

♩♪♬کوچه لره، سو سپمیشم♩♪♬
یار گلنده؛ توز اولماسین…
♩♪♬ یار گلنده؛ توز اولماسین…♩♪♬
اله گلسین بله گتسین
♩♪♬آرامیزدا سوز اولماسین♩♪♬
ساماوارا؛ اوت سالمیشام…
♩♪♬ایستکانا سالمیشام♩♪♬
یاریم گدیپ تک قالمیشام
♩♪♬نه عزیزدیر یارین جانی♩♪♬
نه شیرین، دیر یارین جانی…
♩♪♬کوچه لره، سو سپمیشم♩♪♬
یار گلنده؛ توز اولماسین…
♩♪♬ یار گلنده؛ توز اولماسین…♩♪♬
اله گلسین بله گتسین
♩♪♬آرامیزدا سوز اولماسین♩♪♬
ساماوارا؛ اوت سالمیشام…
♩♪♬ایستکانا سالمیشام♩♪♬
یاریم گدیپ تک قالمیشام
♩♪♬ نه عزیزدیر یارین جانی♩♪♬
نه شیرین، دیر یارین جانی…

ترجمه فارسی :

♩♪♬کوچه ها را آب و جارو کرده ام♩♪♬
تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد
♩♪♬طوری بیاید و برود♩♪♬
که هیچ حرف و حدیثی در میان ما نماند
♩♪♬سماور را آتش کرده ام… ♩♪♬
قند؛ در استکان انداخته ام
♩♪♬یارم رفته و من تنها مانده ام…♩♪♬
چقدر خاطر یار؛ عزیز است
♩♪♬چقدر خاطر یار؛ شیرین است♩♪♬
کوچه ها را آب و جارو کرده ام
♩♪♬تا وقتی یارم می آید گرد و خاک نباشد♩♪♬
طوری بیاید و برود
♩♪♬که هیچ حرف و حدیثی در میان ما نماند♩♪♬
سماور را آتش کرده ام…
♩♪♬قند در استکان انداخته ام♩♪♬
یارم رفته و من تنها مانده ام…
♩♪♬چقدر خاطر یار؛ عزیز است♩♪♬
چقدر خاطر یار؛ شیرین است

 

 

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ علیرضا جهانگیری – ساری گلین  ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های بیشتر ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

 

استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی

استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی

آغیر هلئی
استاد گنجی

گفتگوی «هوشنگ سامانی» با زنده یاد گنجعلی سلمانی زاده که پیش تر از این انجام گرفته است، را دنبال کنید.

موسیقی ایرانیان – هوشنگ سامانی: 

تعطیلات نوروز فرصت مناسبی بود تا به آن بهانه سری به تعدادی از موسیقیدانان بومی در استان های کهکلویه و بویر احمد و همچنین استان فارس بزنیم.

 سه روز اقامت من در یاسوج همراه با بارش بی سابقه برف بود. 

محلی ها می گفتند هیچ گاه در ۱۱ فروردین این قدر برف نباریده بود.

 با این حساب دست خالی به سوی شیراز حرکت کردیم. 

غروب سیزده بدر  به اتفاق برزو طیبی پور وارد منزل گنجعلی سلمانی زاده بزرگ ترین و تواناترین کرنا نواز قشقایی شدیم. 

البته دوستان اهل موسیقی او را معمولاً استاد گنجی خطاب می کنند.

 مهربان تر و خوشروتر از آن بود که تصورش را بکنیم. به شوخی گفت “دیر آمدید، پس شام ندارید، اما نمی گذارم گرسنه بخوابید.

 علی الحساب نان و پنیری بخورید تا فردا ناهار جبران کنم.” 

و به همین سادگی و صفا، تا پاسی از شب مهمانش بودیم. 

این مختصر، نتیجه گفت و  شنیدهای آن شب است. 

“استاد نداشتم که یادم بدهد، پدرم را هم ندیدم. خیلی زود درگذشت و بی استاد ماندم. 

از این طرف و آن طرف مطلب می گرفتم و حفظ می کردم. در همین ایل قشقایی هر جا موسیقی بود، سر می زدم تا چیزی یاد بگیرم.

” از نخستین برخوردش با دنیای موسیقی پرسیدم و از اولین سازی که به چشم دیده بود،

 گفت “اولین سازی که دیدم همین کرنا بود. عمو و دایی ام می نواختند ولی من از ایشان استفاده ای نکردم.

 بیشتر پیش خودم کار کردم. من فقط هر جا صدای موسیقی بود، خیلی خوب گوش می دادم. 

غیر از کرنا، سرنا هم یاد گرفتم و دیگر سراغ هیچ سازی نرفتنم.” با این که خود استاد ندیده ولی دانسته هایش را از دیگران دریغ نکرده بود.

بخش مهمی از موسیقی معاصر قشقایی که با سازهای دیگری همچون کمانچه نواخته می شود، مرهون بخشش های اوست.

“فرود گرگین پور* دو سال نزد من با ویولون و بعدها با کمانچه مقام های موسیقی قشقایی را کار کرد.

حتی گاهی بدون ساز و فقط با دهان

برایش اجرا می کردم تا منظورم را بفهمد.

در جشن عروسی فرود و برادرش فرهاد هم، نه شبانه روز ساز زدم. عروسی شان همزمان بود.”

 می پرسم تا کنون جشن چند زوج قشقایی ر ابه نوای کرنا زینت داده است.

ظاهراً چنین پرسشی برایش غیر عادی بود. خندید و گفت “از ۱۲ سالگی کرنا را دست گرفتم.

یادم نیست چند عروسی نواخته ام. بیش از ۵۰ سال نواخته ام. شمار عروسی ها از حساب بیرون است.

” اما با اطمینان می گوید که هیچ گاه در عزای کسی ساز نزده است.

“دوره** نمی زنم و نزده ام. بلدم ولی دلم می لرزد. پسرم کیهان بلد است و اگر لازم باشد می نوازد.

” پسرش کیهان را خیلی قبول دارد. شاگردان دیگری هم داشته است ولی اصرار دارد که پسرش چیز دیگری است.

می گوید “غیر از کیهان یکی دو نفر هم پیشم آمدند و کمی یاد گرفتند ولی مثل کیهان نشدند.

دو سه سال پیش ام بودند. آن ها فقط در عروسی ها می آمدند و یاد می گرفتند.

گاهی نیز میدان را به آن ها می دادم تا خود را امتحان کنند.

حتی یک شاگرد فارسی زبان داشتم که آهنگ های قشقایی را آموخت.

کیهان آهنگ های اصیل قشقایی می نوازد. آهنگ های فارسی هم بلد است ولی هر کدام را جداگانه اجرا می کند.

گاهی لری هم می نوازد و البته خیلی از آهنگ های قشقایی با موسیقی لری مشترک است.”

برای اجرای موسیقی بومی قشقایی به شهرهای مختلفی سفر کرده است.

“تبریز، ترکمن صحرا و کرمان برنامه داشتم. از طرف دولت دعوتم کردند

در تبریز کرمان و ترکمن خیلی خوب نواختم ولی شیلی اصلاً خوشم نیامد.

دولت شیلی دعوت کرده بود.” درست نفهمیدم چرا از اجرایش در یک کشور بیگانه خوشش نیامده است.

شاید نبود مخاطبان همیشگی اش، حس او را دگرگون کرده باشد. با اطمینان از دانسته هایش دفاع می کند.

“کل موسیقی قشقایی در سینه من است. در خیلی از جشنواره های مختلف آهنگ های درون سینه ام را ضبط کرده اند.

چند سال پیش هم یک پژوهشگر اهل ترکیه کتابی نوشته بود و آمد پیش من تا از موسیقی قشقایی تحقیق بکند.”

در خصوص مال دنیا دیدگاه جالبی دارد. درآمدش خیلی بیشتر از نیازهای معمول یک انسان متوسط است

و به راحتی می تواند خانه خوب و خودروی به روزی داشته باشد.

اما ترجیح می دهد ساده زندگی کند و ثروتی نیندوزد.

می گوید: “امروز هر چه داری بخور، غم فردا نخور!”

و با این دیدگاه به راحتی می تواند حتی هزینه زندگی نزدیکانش را هم تقبل کند.

“پیش از آن که تشکیل خانواده بدهم، دو خانواده برادرانم زیر پوشش من بودند.

گر چه برادرانم تلاش زیادی می کردند ولی جوابگوی هزینه ای زنگی شان نبودند.

اما من از همین موسیقی درآمد خوبی داشتم و به مدت ۴۵ سال علاوه بر خانواده خودم، مخارج خانواده های آن ها را پرداختم.

الان مدتی است که دیگر بی نیاز شده اند.”

کرنا:

از وجود کرنا در فرهنگ های دیگر می پرسم که نیک می داند و می گوید:

 “در بختیاری هم کرنا دیدم ولی به غیر از آن در هیچ جای ایران نیست.

 کرنای بویراحمد همین است که در قشقایی می نوازند ولی کرنای بختیاری فرق می کند.

” برای آن که مطمئن باشم آیا موسیقی رسانه و به ویژه رادیو در لحن کرنا نوازی اش تأثیر گذاشته یا نه، گریزی به این مقوله می زنم و در پاسخ می گوید: 

“وقتی که با کرنا آشنا شدم، هیچ صدای دیگری از رادیو و غیره نشنیده بودم.

 اولین باری که دستگاه ضبط صوت دیدم سال ۱۳۴۹ بود که یکی از دوستان علاقه مند موسیقی قشقایی از خارج برایم آورد

. من هم از آن فقط برای ضبط کرناهای خودم استفاده می کردم.

” قانع نشدم و پیگیر بودم آیا از موسیقی عاشق های دوره گرد چیزی فرا گرفته است یا نه که این گونه پاسخ داد: “عاشق ها در قدیم خیلی کم بودند.

 آن ها موسیقی ای نمی نوازند که چیزی یاد بگیری. بلکه انتظار دارند ما بنوازیم و آن ها یاد بگیرند.”

از پیش می دانستم “سحرآوازی” پاره مهمی از موسیقی قشقایی و همچنین کهکیلویه و بویراحمد است.

 دانستنی های تکمیلی را او برایم تعریف کرد. “سحرآوازی یک آهنگ ویژه برای خبردار کردن اهل محل است و تنها برای اعلام جشن عروسی نواخته می شود.

 شب پیش از عروسی می خوابیم و صبح زود پیش از  آن که میهمانان بیدار شوند، آغاز می کنیم.

 معمولاً بین نیم تا یک ساعت می نوازیم. این اسمش سحرآوازی است 

و پس از آن در ساعات دیگر عروسی هر چه بنوازیم، دیگر از نغمه سحر آوازی استفاده نمی کنیم.

 یعنی این نغمه فقط برای بیدار کردن صاحبان و میهمانان عروسی به کار می رود.”

تک تک آهنگ های عروسی در زندگی ایلی از جمله قشقایی کاربردی هستند و هیچ گاه از سر تفنن و به اصطلاح هر چه باداباد نواخته نمی شوند.

دلیل این ادعا هم منسوخ شدن پاره ای نغمات عزا، عروسی، کار و جنگ است که چون بهانه وجودی شان از بین رفته و یا کم رنگ شده است،

دیگر نواخته نمی شوند مگر در جشنواره ها و پژوهش های میدانی پژوهشگران موسیقی های بومی.

یکی از این نمونه ها آهنگ “ننم های” به معنی ای وای مادر جان است.

“هنگام آوردن عروس، ننم های*** می نوازییم.

در آوردن عروس خودم یک ننم های زدم که نگو (با خنده زیاد و رو به همسرش).

البته در دوره جدید دیگر ننم های کاربرد ندارد. در عروسی های قدیم، لحظه جدایی دختر از خانواده خودش، خیلی غم انگیز بود.

مادر عروس خیلی گریه می کرد و  همین طور خود عروس. من هم برای همراهی کردن با خانواده دختر این نغمه غم انگیز را فقط با کرنا می نواختم.

 ولی الان جور دیگری است. دختر در کنار خیابان دست پسر را می گیرد و می گوید بیا مرا عقد کن،

-با خنده- ما الان در عروسی ها گریه هیچ کدام را نمی بینیم. پس نواختن ننم های دیگر فایده ای ندارد.”

از سرنا می پرسم که تقریباً در همه جای ایران رواج دارد.

می گوید: “سرنا هم از قدیم در موسیقی قشقایی بوده ولی کمتر نواخته می شد.

 با سرنا آهنگ های دیگری می نوازم. پرده هایشان یکی نیست. 

فقط ترکه بازی را با سرنا می زنم و رقص های جدید هم همین طور ولی بیشتر کرنا می نوازنم.

 این ساز اصلی ایل قشقایی است.” در پایان خاطره جالبی تعریف کرد. خاطره ای که شاید هیچ موسیقیدان شهری در طول عمر هنری اش تجربه نکرده باشد. 

“سال ۵۷ به یک عروسی دعوت شدم که همان موقع برای نوازنده نقاره مشکلی پیش آمد و نتوانست ما را همراهی کند. 

پسر بزرگم یزدان بخش تازه از سربازی آمده بود و 

چون مدت زیادی از همراهی با من دور بود، در آن عروسی نتوانست به همراهم نقاره بزند در نتیجه چند تن از بچه های با استعداد مجلس که با استفاده از قوطی های حلبی، نقاره نوازی را تجربه کرده بودند، آن شب را گذراندیم.

 از جمله همین آقای برزو طیبی پور که اینک برای خودش موسیقیدان قابلی شده است.

 البته چون عروسی متعلق به فامیل خودشان بود، پدر برزو اجازه داد با من همراهی کند. 

خلاصه آن شب را بدون نوازنده حرفه ای نقاره اینگونه به سر آوردیم و در ضمن به جای دستمزد نقاره نوازان کوچک، مقداری از گوشت هایی را که به من داده بودند به آن ها دادم!

در زیر استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی را برای مخاطبین این سایت، در نظر گرفته ایم.

منبع: موسیقی ایرانیان 

استاد گنجعلی سلمانی زاده نوازنده شهیر ساز کرنای قشقایی درگذشت.

مراسم تشیع و تدفین روز یک شنبه مورخه ۹۳/۰۴/۰۸ ساعت ۱۰ صبح از بیمارستان فیروزآباد به سمت قبرستان روستای روزبدان میباشد.

جهت د انلود استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی ، لینک های زیر را کلیک کنید.

دیگر آثار استاد گنجعلی سلمانی زاده

 

استاد کنعان زارع -حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

 

حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب

(حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی)
○محمد هنرمند ششبلوکی

ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی ما تلخ شدیم و تو در کان شکر رفتی
مانند خیالی تو، هر دم به یکی صورت زین شکل برون جستی در شکل دگر رفتی
ازجان شریف خود، وز حال لطیف خود بفرست خبر، زیرا در عین خبر رفتی

من اما در گذر عمر چهل وچند ساله ام، سعد و نحس ایام و اعداد را برنتافته ام، توی کتم نمی رود که ما آدمیان هرجا کم آوردیم جا خالی بدهیم وبی همتی خویش را حوالت دهیم به نحوست ایام. از طرفی اهل سیاه نمایی های مرسوم هم نبوده ام و عهدی با خود دارم نانوشته، که تا درانتهای تونل نگاهم روزنه ی امیدی یا هاله ی لرزان فانوسی سوسو میزند ظلمات را باور نکنم. با این همه واپس که می نگرم به وارسی آن چه در بازه ی زمانی یکساله بر ما رفت، می بینم مخلص کلام همان شعر معروف زنده یاد قیصراست که در واپسین ایام یکی از زمستانهای عمرش سروده:
"هر دم دردی از پی دردی ای سال !
با این تن ناتوان چه کردی ای سال!
بودی و بودن تو یک عمر گذشت
صدسال سیاه برنگردی ای سال!"

و حقا که بوالعجب سالی بود سال نود وهشت. حادثه از پس حادثه و فراق از پی فراق. 

در قلمرو قبیله چه جان های نازنینی عمر کرانه کردند و تنهایمان گذاشتند.

این سیاه نامه ی حجیم فراق و مرگامرگ در وادی هنر اما کارزاری به کمال داشت.

هنوز زخم ناسور فراق فرود برجگر ما خونچکان بود که در واپسین روزهای سال آخرین سنگ فلاخن بر پیکره ی نزار هنر قشقایی وارد آمد.

استاد کنعان، مطرب دل های شیدای ایل وهمدم جان های شیفته ی ما به ناگه کوچید.

او به راستی قریب چهل سال نوازشگر دل های عاشق قبیله بود.

راز محبوبیت کم نظیر کنعان را جز با شناخت وجوه شخصیتی وهنری او نمی توان دانست.

کم ترین جفا در حق او این است که او را تنها یک کرنا زن کم نظیر بنامیم که ریتم های تند جنگ نامه اش آه از نهاد مستمعان برمی اورد که اگر چه کم نظیر هم بود، اما راز “کنعان “بودن وشدنش منحصر به این فقره نبود.

کاش چشمه ها و چمن زارهای ییلاقات دهه ی شصت و هفتاد سرحدات زبان می گشودند و رمزی از آن همه رموز شیدایی را عیان می کردند برما.

 چه عاشقان بی نشان که باشنیدن طنین کرنایش بی عبا و ردا و بی پای پوش از پس کیلومترها مراتع وصحاری و کوهستانها دل از دست داده خود را به کنسرت با شکوه بر آمده در حلقه ی سیاه چادرهایش رساندند و زمزمه ای کردند و دستی افشاندند. 

در پنجاه سال گذشته ی تاریخ قشقایی و طایفه شش بلوکی چنگیان نامی فراوان بوده اند، نام بسیاری از ایشان هنوزاهنوز در ذهن و زبان معمرین و مطلعین طوایف ساری وجاری ست.

 خیلی ها در مقام قیاس کسوت استادی بر کنعان داشتند اما تنها او بود که خود را از این میانه برکشید وجایگاه خود را در بلندای محبوبیت و هنر طایفه تثبیت کرد.

 اوبود که تنها بر نردبان ادب و پشتکار و نبوغ هنری خویش گام برداشت و همتش مصروف این بود که درمقام نوازندگی از نوازشگری انگشتان بلند ونفس جاندار و هوش موسیقیایی اش مدد جوید وصرفن در بند تقلید وتعلم دیگران نباشد.

 صدای ساز او چون پونه خودرویی بود برآمده بر کناره ی جویباران ییلاق که نسب از برفابه های دنا و کلوان و باغمورد می بردند.

کنعان کرنایش را چون معشوقی در آغوش می کشید و چن آبشاری در لحظه می نواختش.

بسیاری از نغمات آوازی خنیاگران ایل چارچوب هایی مشابه هم دارند با نام هایی یکسان، اما چون با نفس گیرای کنعان جان می افتند و قواره کرنایش را می گرفتند همچون اثر انگشتش یگانه می شدند و امضای او را ذیل نامشان می گرفتند.

ملودی های خنیاگر بزرگ طایفه ی ما از و صال ها و فراق ها، عشق های نجیب اما بی فرجام و از آوارگی ها و شیدایی های آدمیان عشیره مایه می گرفت و به دل های عاشق از هر طبقه ایلی که بود راه می جست.
بی شک در دهه های شصت و هفتاد بزرگ ترین گردهم آیی عاشقان سینه چاک قشقایی را در جایی می یافتی که نفیر کرنای کنعان کانونش بود. صدها عاشق سینه چاک از فقیر و غنی و پیر و جوان و دارا و ندار. صف های طولانی چوب بازان ماهر از هر تیره که برای دست یافتن به ترکه ای سر و دست می شکستند، و دایره هایی تو در تو از رنگین کمان دستمال ها بر محوری یگانه. همو که نه نت خوانی می دانست ونه به مدرسه موسیقی پای نهاده بود، اما تسلسل طبیعی مقام ها وملودی ها را چنان رعایت می کرد که گویی هر دو را به کمال می داند. استاد کنعان فواصل موسیقیایی و تقدم وتاخر ریتم هارا چنان به جا می اورد که یک نقاره زن ششدانگ قادر بود بر مدار سازش بچرخد بگونه ای که هم هارمونی رارعایت کرده باشد و هم از خیزش مقام های پا در گریز او عقب نماند. مقام “مارالا باخ “را وقتی در اوج هیجان هنری می نواخت شنونده اش خوش می داشت که ساعت ها همچنان بنوازد.

“مطرب جان های دل برده تا به شب، تا به شب ،همین پرده”

این ها که برشمردم گوشه ای از وجوه هنری شخصیت او بودند. اما وجه دیگری نیز در شخصیت کنعان مستتر بود که تاکنون کمتر به چشم آمده و آن خلق و خوی برخاسته از فروتنی و مردم داری و وارستگی او بود. آن هایی که سالیان دراز به نحوی با او محشور بوده اند گواهی خواهند داد که منش شخصیتی کنعان فراتر از طبقه بندی عرفی جامعه ایلی بود. نه فقط ظاهر او آراسته و خوش پوش بود که باطن او نیز آراستگی ویژه خود راداشت. کمتر حرف می زد و بیشتر به زبان هنر با مردمان سخن می گفت، اما جز به زبان ادب وطرب بر دل ها حکم نمی راند.
"ای پرده ی در پرده ! بنگر که چه ها کردی
دل بردی و جان بردی، این جا چه رها کردی"
منش شخصیتی او چون با وجاهت هنری اش می آمیخت ملغمه ای شگفت از زیبایی شکل می گرفت. شکوهی هنری که در دل های مشتاقان جاودانه خواهد ماند و ترنمی بهشتی که عشق را همواره بر ما یاداور خواهد بود.

و اکنون او درمیان مانیست. قامت شیک پوش، اندام به قاعده و انگشتان کشیده ی او دیگر به چشم نمی آیند.
"ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
درخانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی ؟
رفتی تو بدین زودی، توبادصبا بودی ماننده ی بوی گل با باد صبا رفتی"

او کرنایش را گذاشته و خود بی نغمه و بی نفس و بی آهنگ، آهنگ رحیل نواخته. مرگ یک جیره ی همگانی ست و مختص او نیست. مرگ حق است، خاصه این روزها که مستمسک فراوان دارد برای ستاندن جان آدمیان. هیچ نفسی براتی از خالق هستی در رهن خویش ندارد مابه ازای عمر خویش. مارا چه رسد که زبان ان قلت بگشاییم به حکمت پروردگار و تیغ تعریض بر تقدیر ازلی آدمیان برکشیم؟
اما نه مرگ استاد کنعان که چنان تشییع وتدفینی درمیانه ی چنین کارزاری کرونایی درخور شخصیت و شان هنری او نبود، شایسته این بود که کالبد مطرب عاشقان در چشم انداز بهشتی یکی از چشمه زاران و چمنزاران همان کنسرت های ایلی اش به جایگاه ابدی بدرقه می شد. زیبا بود که قامت تراشیده و انگشتان کشیده ی او را جماعتی از عشاق سینه چاک همان روزها بر سر و دست می گرفتند و همان ها که با رنگین کمان دستمال هایشان بر هلی سبک و سنگین کرنایش رقصیده اند برخاموشی نفسش کل عزا می کشیدند و گونه می خراشیدند. شایسته این بود که جماعتی از صدها بازیگر ماهر که با هارمونی ریتم های بی نظیر جنگ نامه اش بی هوا به داو میشدند و چوب به دست ودل از دست داده غمزه می کردند وحریف می طلبیدند مطرب شادی بخش خویش را به سمت وسوی ابدیت بدرقه می کردند و بسیار چیزهای دیگر شایسته ی او بود، اما نشد.
""گاهی بساط عیش بی مقدمه جور می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود"
واین شاید نه قسمت او که تقدیر ازلی غالب هنرمندان این مرز و بوم است. اما کنعان مهمان خانه دل های عاشق ایل بود. او به زبان هنر وعده می داد و عهد می بست ودل می برد. آن ها که اول بار در کنسرت های بی بلیط و بی جایگاه او بر فرش فاخر چمن های سرحدات عاشق شده اند و یا عقده ای گشوده اند به نوای کرنای او، آن ها که با شنیدن آواز سحری اش با عشق های نجیب و جوانی ها وسرخوشی های رفته شان همنوایی می کردند، یادآوران و قدرشناسان همیشه ی استاد کنعانند.
کنعان ملغمه ای از فروتنی، ادب و هنر بود و عهدهای دل مارا همواره در یاد خواهد داشت. طنین کرنای او هم، نوای عشق بود و هم ناله های انسان ازلی در فراق بهشت. او بیش از چهل سال نواخت و نواخت چنانکه با نوای خود یگانه شد و به عشق و ابدیت پیوست. این وصل وشیدایی بر جان شیفته ی او نوش باد!

"عاشق شده ای ای دل، سودات مبارک باد!
از جا ومکان رستی، آنجات مبارک باد!
از هر دو جهان بگذر، تنها زن و تنها خور
تا ملک و ملک گویند تنهات مبارک باد!
کفرت همگی دین شد، تلخت همه شیرین شد
حلوا شده ای کلی، حلوات مبارک باد !
در خانقه سینه، غوغاست فقیران را
ای سینه ی بی کینه،غوغات مبارک باد!
خامش کن و پنهان کن، بازار نکو کردی!
کالای عجب بردی، کالات مبارک باد!"

محمد هنرمند؛هفتم فروردین نود ونه؛ آباده

 

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های استاد کنعان ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

 

آلبوم شماره ۱ – علمدار کریمی

آلبوم شماره ۱ – علمدار کریمی

آلبوم-شماره-1-علمدار-کریمی

 

خواننده: علمدار کریمی

نوازنده: نوازالله جعفری

صدای علمدارکریمی معمولآ درمقطعی، بین سالهای۷۰تا ۷۸جز صداهای پرطرفدارموسیقی عاشقانه خوانی، عوام قشقایی،حتی گاها روستانشینان ،وسایراقوام محلی غرب فارس ،خاصه شهرستانهای نورآبادممسنی وکازرون وشهرهای تابعه ی، این دوشهرستان ،تاحتی برخی ازشهرستان های قشقایی نشین همجواربود.
کیفیت واوج صدا و دانستن یا نداستن مقام های موسیقی قشقایی، توسط ایشان را گروه کثیری تآییدوگروهی که درموسیقی دستی برآتش داشته وبسان عوام ،آماتورنبوده وبادیدی حرفه ای به موسیقی وآوازقشقایی، نظرداشتند، چندان قابل قبول نبود و مهرتآییدی ازجانب آنان نداشت.

اما بالتبع تآثیرات ژرف وعمیق واحساسی صدای این زنده یاد، درآن مقطع دهه ی هفتاد برزندگی روزمره مردمان عشایروجوانان عشایر،بودکه، پس ازخستگی یک روزکاری سخت وطاقت فرسای زندگی عشایری، به لحظاتی چند،به گاه ظهر، یا اوایل شب ،گوش به نغمه های برخاسته ازکاست های رادیو ضبط های قوه ای ،آن زمان، میدادند تا باشنیدن صدای علمدارلحظه ای، آرام گیرند.
تایید و عدم تایید، تآثیرات درست یا نادرستی صدای علمدارکریمی و افرادی در ردیف آوازخوانی ایشان و هم ردیفان ایشان، بر روند موسیقی قشقایی، کارمن وافرادی بسان حقیرنبوده، و نمی باشد .
بی شک،قضاوت رابه کارشناسان وموسیقی دانان قدروصاحب سبک وسیاق موسیقی قشقایی ،خواهیم سپرد
تا که منصفانه قلم رانده باشیم.
اما شرط انصاف نبوده و نیست که تآثیرات احساسی صدای این زنده یاد را ،به گاه ،
دهه ی هفتاد وبه سالهای ۷۰تا۷۸رانادیده انگاشته ،وحق مطلب وحقیقت موجود آن زمان موسیقی ایل وتبارمان قشقایی را ،نادیده انگاشته

وفات

و کنون ، پس ازشنیدن خبر وفات این آوازخوان عاشقانه قشقایی دهه ی هفتاد،
که صدایش روح بخش جماعت کثیری ازعشایر دامدار وروستائیان غرب فارس بود نادیده گرفته شود.
به هرحال ایشان به نوبه ی خود بی آنکه خود بخواهد یا تآثیری دراین روند ایجادشورواحساس بین علاقه مندان صدایش، داشته باشد
بر موسیقی قشقایی ،آن هم سبک عاشقانه خوانی با سبک مرثیه ای ،داشته است
واینک، جای داردکه ضمن تسلیت وفات این انسان بی ادعا وساده دل عشایری ،
که ساده وگمنام زیست و در تنگدستی وشکست غرور وزخم زندگی بدوردحیات گفت،به خانواده و وابستگان این زنده یاد،

بخاطر شادی روح آن زنده یاد،
یادی از صدای این فرزند بی ادعای ایل نموده باشیم.واشاره ای برزندگی های جانکاه وسراسرالم ورنج علمداران گمنام ایل باشیم.
آری
هرآنکه شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت داشد قطع امیدوران
به هرحال روزی وروزگاری این آمرزیده ی رحمت حق، نامی داشت و نشانی ،
و یادی و خاطری، و امیدی و آرزوئی!!!
و
افسوس که چه بسیارند امثال علمداران ایل که چشیده زهراز دست خویش وجامعه وسختی های مادی ومعیشتی روزگارند وروز خویش.

اما
امان از چرخ بیدادگر.
خدایش بیامرزادوقرین الطافش کند.

متن برگرفته از سایت سونای 

جهت دانلود  دیگر آثار علمدار کریمی ، لینک را کلیک کنید.

آلبوم شماره ۱ – علمدار کریمی را در زیر ببینید و دانلود کنید. 

 

میرزا شریفی بهلولی -بهمئی

میرزا شریفی بهلولی -بهمئی

 

مقام :بهمئی

تار: ارسلان پولادی

شعر: عوض اله صفری

خواننده: میرزا شریفی بهلولی

 

 

مئی توکمه دینگ مئی ایچنلر جامونا

لاچین لاری سالدینگ بایغی دامینا

واری چاغدا گزدینگ نامرد کامینا

بیر ده بیزیم کامیمیزا دوءن فلک

صیاد اولوب توکمه لاچین بالونی

اوخا تیکمه جیران لارینگ خالینی

غم چکممیش بیلمنگ عاشوق حالونی

اینانمیرانگ عشق اوتوندان یان فلک

…………………………………..

مئی توکمه دینگ مئی ایچنلر جامونا

لاچین لاری سالدینگ بایغی دامینا

واری چاغدا گزدینگ نامرد کامینا

بیر ده بیزیم کامیمیزا دوءن فلک

صیاد اولوب توکمه لاچین بالونی

اوخا تیکمه جیران لارینگ خالینی

غم چکممیش بیلمنگ عاشوق حالونی

اینانمیرانگ عشق اوتوندان یان فلک

…………………………………..

مئی توکمه دینگ مئی ایچنلر جامونا

لاچین لاری سالدینگ بایغی دامینا

واری چاغدا گزدینگ نامرد کامینا

بیر ده بیزیم کامیمیزا دوءن فلک

صیاد اولوب توکمه لاچین بالونی

اوخا تیکمه جیران لارینگ خالینی

غم چکممیش بیلمنگ عاشوق حالونی

اینانمیرانگ عشق اوتوندان یان فلک

…………………………………..

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ میرزا شریفی بهلولی -بهمئی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های میرزا شریفی ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

استاد ابراهیم سلمان پور – سحرآوازی

استاد ابراهیم سلمان پور – سحرآوازی

استاد ابراهیم سلمان پور - سحرآوازی

آهنگ سحرآوازی

 گزافه‌گویی نیست، سحر آوازی دلنشین‌ترین و گوش‌نوازترینi آهنگ ایل است، آهنگی که قبل از طلوع آفتاب نواخته می‌شود.

 صدای رسای کرنا در سراسر کوه می‌پیچد و پژواک آن دشت‌ها را هم می‌پیماید.
    انسانهای خمود و خواب آلوده را بیدارباش می‌دهد و برای شروع یک روز بهتر و شادتر فریاد سر می‌دهد.

 آهنگی مالامال از ظرافت و تنش است.  انگار که زمزمه عاشقانه و مناجات شبانه است 

و آنچنان نیش و نوش دارد که انسان را بیقرار و آشفته می‌سازد. 
سحر آوازی در سپیده‌دم به مجالس عروسی، جشن و میهمانی شور و طراوت می‌بخشد

 و شاید تأثیر عمیقی که در وجود انسان دارد

 به خاطر موقعیت زمانی است که دلهای پاک و روح بلند پرواز این مردم محروم را به تحریک وامی‌دارد.

    قشقاییها با این آهنگ پیوندی جاودانه دارند، گاه برای شنیدن این آهنگ در صبحگاه، شب را در بدترین شرایط هم می‌گذرانند.
    سحر آوازی مالامال از معنویت و میراث انسانهای گمنام است
که نه اسم و رسمی از خود به یادگار گذاشته‌اند و نه نشانه‌ای، اما عظمت این آهنگ تا بدانجاست که

 قرنها نگاهش داشته و سینه به سینه و نسل به نسل به زمان حال ارتباط داده‌اند.
    سحر آواری درس بیداری، استقامت، جنب و جوش و اخلاق است، قبل از طلوع آفتاب فریاد می‌زند آی انسان! بیدار شو. 
قبل از آنکه طشت زرین آسمانی نورافشانی کند به محیط خودگرمی و حرارت ببخش.

آهنگ جنگنامه (جنگنما)

    جنگنامه آهنگ واکنش عاطفی و مفهوم مهر و محبت است.

با این آهنگ، هنرمندان دست در دست یکدیگر، دوشادوش و همگام و همسان، همانطور که شیوه آبا و اجدادی آنهاست با شیاطین مبارزه می‌کنند.
    جنگنامه قدرت، تحرک و جنگ و گریز و اعتماد به نفس را در مردم این به وجود می‌آورد.

جنگنامه توجیح ارزشها نیست، بحث از مقابله‌ها، رقابتها، سختیها و گذشتهاست.

سخن از فرهنگ یک ملت در این مرز و بوم است.
    آهنگ جنگنامه با کوه و دشت و طبیعت سر صحبت دارد.
    از آسمان گلایه می‌کند و به زمین و خاک طعنه می‌زند.
    آهنگ پرطنین جنگنامه ستایش پرمهر و صادقانه‌ای است

از شجاعتها، دلیریها و از خودگذشتگی‌های مردان کوه و دشت.
    جنگنامه آهنگ احساسات مردمی است که سالها با خشونت طبیعت به مبارزه برخاسته‌اند.

آهنگ دفاع از شرف و حیثیت ایل، آهنگ مقابله با ظلم و فساد و پیوستن به انسانهای والا، جنگنامه آهنگ مبارزه با دشمنان دین و وطن است.

آهنگی ماندگار از گذشته‌های دور و دراز که فلسفه‌ای جز مبارزه با دشمنان دین و وطن نیست.

آهنگی ماندگار از نیاکان با فلسفه‌ای دور و دراز.
دانلود سحرآوازی با نوازندگی استاد ابراهیم سلمان زاده

برای دریافت نظرات شما  در باره استاد ابراهیم سلمان پور – سحرآوازی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های استاد ابراهیم سلملن زاده ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت