استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی

استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی

آغیر هلئی
استاد گنجی

گفتگوی «هوشنگ سامانی» با زنده یاد گنجعلی سلمانی زاده که پیش تر از این انجام گرفته است، را دنبال کنید.

موسیقی ایرانیان – هوشنگ سامانی: 

تعطیلات نوروز فرصت مناسبی بود تا به آن بهانه سری به تعدادی از موسیقیدانان بومی در استان های کهکلویه و بویر احمد و همچنین استان فارس بزنیم.

 سه روز اقامت من در یاسوج همراه با بارش بی سابقه برف بود. 

محلی ها می گفتند هیچ گاه در ۱۱ فروردین این قدر برف نباریده بود.

 با این حساب دست خالی به سوی شیراز حرکت کردیم. 

غروب سیزده بدر  به اتفاق برزو طیبی پور وارد منزل گنجعلی سلمانی زاده بزرگ ترین و تواناترین کرنا نواز قشقایی شدیم. 

البته دوستان اهل موسیقی او را معمولاً استاد گنجی خطاب می کنند.

 مهربان تر و خوشروتر از آن بود که تصورش را بکنیم. به شوخی گفت “دیر آمدید، پس شام ندارید، اما نمی گذارم گرسنه بخوابید.

 علی الحساب نان و پنیری بخورید تا فردا ناهار جبران کنم.” 

و به همین سادگی و صفا، تا پاسی از شب مهمانش بودیم. 

این مختصر، نتیجه گفت و  شنیدهای آن شب است. 

“استاد نداشتم که یادم بدهد، پدرم را هم ندیدم. خیلی زود درگذشت و بی استاد ماندم. 

از این طرف و آن طرف مطلب می گرفتم و حفظ می کردم. در همین ایل قشقایی هر جا موسیقی بود، سر می زدم تا چیزی یاد بگیرم.

” از نخستین برخوردش با دنیای موسیقی پرسیدم و از اولین سازی که به چشم دیده بود،

 گفت “اولین سازی که دیدم همین کرنا بود. عمو و دایی ام می نواختند ولی من از ایشان استفاده ای نکردم.

 بیشتر پیش خودم کار کردم. من فقط هر جا صدای موسیقی بود، خیلی خوب گوش می دادم. 

غیر از کرنا، سرنا هم یاد گرفتم و دیگر سراغ هیچ سازی نرفتنم.” با این که خود استاد ندیده ولی دانسته هایش را از دیگران دریغ نکرده بود.

بخش مهمی از موسیقی معاصر قشقایی که با سازهای دیگری همچون کمانچه نواخته می شود، مرهون بخشش های اوست.

“فرود گرگین پور* دو سال نزد من با ویولون و بعدها با کمانچه مقام های موسیقی قشقایی را کار کرد.

حتی گاهی بدون ساز و فقط با دهان

برایش اجرا می کردم تا منظورم را بفهمد.

در جشن عروسی فرود و برادرش فرهاد هم، نه شبانه روز ساز زدم. عروسی شان همزمان بود.”

 می پرسم تا کنون جشن چند زوج قشقایی ر ابه نوای کرنا زینت داده است.

ظاهراً چنین پرسشی برایش غیر عادی بود. خندید و گفت “از ۱۲ سالگی کرنا را دست گرفتم.

یادم نیست چند عروسی نواخته ام. بیش از ۵۰ سال نواخته ام. شمار عروسی ها از حساب بیرون است.

” اما با اطمینان می گوید که هیچ گاه در عزای کسی ساز نزده است.

“دوره** نمی زنم و نزده ام. بلدم ولی دلم می لرزد. پسرم کیهان بلد است و اگر لازم باشد می نوازد.

” پسرش کیهان را خیلی قبول دارد. شاگردان دیگری هم داشته است ولی اصرار دارد که پسرش چیز دیگری است.

می گوید “غیر از کیهان یکی دو نفر هم پیشم آمدند و کمی یاد گرفتند ولی مثل کیهان نشدند.

دو سه سال پیش ام بودند. آن ها فقط در عروسی ها می آمدند و یاد می گرفتند.

گاهی نیز میدان را به آن ها می دادم تا خود را امتحان کنند.

حتی یک شاگرد فارسی زبان داشتم که آهنگ های قشقایی را آموخت.

کیهان آهنگ های اصیل قشقایی می نوازد. آهنگ های فارسی هم بلد است ولی هر کدام را جداگانه اجرا می کند.

گاهی لری هم می نوازد و البته خیلی از آهنگ های قشقایی با موسیقی لری مشترک است.”

برای اجرای موسیقی بومی قشقایی به شهرهای مختلفی سفر کرده است.

“تبریز، ترکمن صحرا و کرمان برنامه داشتم. از طرف دولت دعوتم کردند

در تبریز کرمان و ترکمن خیلی خوب نواختم ولی شیلی اصلاً خوشم نیامد.

دولت شیلی دعوت کرده بود.” درست نفهمیدم چرا از اجرایش در یک کشور بیگانه خوشش نیامده است.

شاید نبود مخاطبان همیشگی اش، حس او را دگرگون کرده باشد. با اطمینان از دانسته هایش دفاع می کند.

“کل موسیقی قشقایی در سینه من است. در خیلی از جشنواره های مختلف آهنگ های درون سینه ام را ضبط کرده اند.

چند سال پیش هم یک پژوهشگر اهل ترکیه کتابی نوشته بود و آمد پیش من تا از موسیقی قشقایی تحقیق بکند.”

در خصوص مال دنیا دیدگاه جالبی دارد. درآمدش خیلی بیشتر از نیازهای معمول یک انسان متوسط است

و به راحتی می تواند خانه خوب و خودروی به روزی داشته باشد.

اما ترجیح می دهد ساده زندگی کند و ثروتی نیندوزد.

می گوید: “امروز هر چه داری بخور، غم فردا نخور!”

و با این دیدگاه به راحتی می تواند حتی هزینه زندگی نزدیکانش را هم تقبل کند.

“پیش از آن که تشکیل خانواده بدهم، دو خانواده برادرانم زیر پوشش من بودند.

گر چه برادرانم تلاش زیادی می کردند ولی جوابگوی هزینه ای زنگی شان نبودند.

اما من از همین موسیقی درآمد خوبی داشتم و به مدت ۴۵ سال علاوه بر خانواده خودم، مخارج خانواده های آن ها را پرداختم.

الان مدتی است که دیگر بی نیاز شده اند.”

کرنا:

از وجود کرنا در فرهنگ های دیگر می پرسم که نیک می داند و می گوید:

 “در بختیاری هم کرنا دیدم ولی به غیر از آن در هیچ جای ایران نیست.

 کرنای بویراحمد همین است که در قشقایی می نوازند ولی کرنای بختیاری فرق می کند.

” برای آن که مطمئن باشم آیا موسیقی رسانه و به ویژه رادیو در لحن کرنا نوازی اش تأثیر گذاشته یا نه، گریزی به این مقوله می زنم و در پاسخ می گوید: 

“وقتی که با کرنا آشنا شدم، هیچ صدای دیگری از رادیو و غیره نشنیده بودم.

 اولین باری که دستگاه ضبط صوت دیدم سال ۱۳۴۹ بود که یکی از دوستان علاقه مند موسیقی قشقایی از خارج برایم آورد

. من هم از آن فقط برای ضبط کرناهای خودم استفاده می کردم.

” قانع نشدم و پیگیر بودم آیا از موسیقی عاشق های دوره گرد چیزی فرا گرفته است یا نه که این گونه پاسخ داد: “عاشق ها در قدیم خیلی کم بودند.

 آن ها موسیقی ای نمی نوازند که چیزی یاد بگیری. بلکه انتظار دارند ما بنوازیم و آن ها یاد بگیرند.”

از پیش می دانستم “سحرآوازی” پاره مهمی از موسیقی قشقایی و همچنین کهکیلویه و بویراحمد است.

 دانستنی های تکمیلی را او برایم تعریف کرد. “سحرآوازی یک آهنگ ویژه برای خبردار کردن اهل محل است و تنها برای اعلام جشن عروسی نواخته می شود.

 شب پیش از عروسی می خوابیم و صبح زود پیش از  آن که میهمانان بیدار شوند، آغاز می کنیم.

 معمولاً بین نیم تا یک ساعت می نوازیم. این اسمش سحرآوازی است 

و پس از آن در ساعات دیگر عروسی هر چه بنوازیم، دیگر از نغمه سحر آوازی استفاده نمی کنیم.

 یعنی این نغمه فقط برای بیدار کردن صاحبان و میهمانان عروسی به کار می رود.”

تک تک آهنگ های عروسی در زندگی ایلی از جمله قشقایی کاربردی هستند و هیچ گاه از سر تفنن و به اصطلاح هر چه باداباد نواخته نمی شوند.

دلیل این ادعا هم منسوخ شدن پاره ای نغمات عزا، عروسی، کار و جنگ است که چون بهانه وجودی شان از بین رفته و یا کم رنگ شده است،

دیگر نواخته نمی شوند مگر در جشنواره ها و پژوهش های میدانی پژوهشگران موسیقی های بومی.

یکی از این نمونه ها آهنگ “ننم های” به معنی ای وای مادر جان است.

“هنگام آوردن عروس، ننم های*** می نوازییم.

در آوردن عروس خودم یک ننم های زدم که نگو (با خنده زیاد و رو به همسرش).

البته در دوره جدید دیگر ننم های کاربرد ندارد. در عروسی های قدیم، لحظه جدایی دختر از خانواده خودش، خیلی غم انگیز بود.

مادر عروس خیلی گریه می کرد و  همین طور خود عروس. من هم برای همراهی کردن با خانواده دختر این نغمه غم انگیز را فقط با کرنا می نواختم.

 ولی الان جور دیگری است. دختر در کنار خیابان دست پسر را می گیرد و می گوید بیا مرا عقد کن،

-با خنده- ما الان در عروسی ها گریه هیچ کدام را نمی بینیم. پس نواختن ننم های دیگر فایده ای ندارد.”

از سرنا می پرسم که تقریباً در همه جای ایران رواج دارد.

می گوید: “سرنا هم از قدیم در موسیقی قشقایی بوده ولی کمتر نواخته می شد.

 با سرنا آهنگ های دیگری می نوازم. پرده هایشان یکی نیست. 

فقط ترکه بازی را با سرنا می زنم و رقص های جدید هم همین طور ولی بیشتر کرنا می نوازنم.

 این ساز اصلی ایل قشقایی است.” در پایان خاطره جالبی تعریف کرد. خاطره ای که شاید هیچ موسیقیدان شهری در طول عمر هنری اش تجربه نکرده باشد. 

“سال ۵۷ به یک عروسی دعوت شدم که همان موقع برای نوازنده نقاره مشکلی پیش آمد و نتوانست ما را همراهی کند. 

پسر بزرگم یزدان بخش تازه از سربازی آمده بود و 

چون مدت زیادی از همراهی با من دور بود، در آن عروسی نتوانست به همراهم نقاره بزند در نتیجه چند تن از بچه های با استعداد مجلس که با استفاده از قوطی های حلبی، نقاره نوازی را تجربه کرده بودند، آن شب را گذراندیم.

 از جمله همین آقای برزو طیبی پور که اینک برای خودش موسیقیدان قابلی شده است.

 البته چون عروسی متعلق به فامیل خودشان بود، پدر برزو اجازه داد با من همراهی کند. 

خلاصه آن شب را بدون نوازنده حرفه ای نقاره اینگونه به سر آوردیم و در ضمن به جای دستمزد نقاره نوازان کوچک، مقداری از گوشت هایی را که به من داده بودند به آن ها دادم!

در زیر استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی را برای مخاطبین این سایت، در نظر گرفته ایم.

منبع: موسیقی ایرانیان 

استاد گنجعلی سلمانی زاده نوازنده شهیر ساز کرنای قشقایی درگذشت.

مراسم تشیع و تدفین روز یک شنبه مورخه ۹۳/۰۴/۰۸ ساعت ۱۰ صبح از بیمارستان فیروزآباد به سمت قبرستان روستای روزبدان میباشد.

جهت د انلود استاد گنجعلی سلمانی زاده- آغیر هلئی ، لینک های زیر را کلیک کنید.

دیگر آثار استاد گنجعلی سلمانی زاده

 

آفتاب مغانی – قره داغینگ باشی کلگ

آفتاب مغانی – قره داغینگ باشی کلگ

nakisa

هادی نکیسا فرزند استاد داوود نکیسا، در سال ۱۳۰۳ خورشیدی، در طایفه عمله ایل قشقایی متولد شد.

وی موسیقی را از دوران کودکی، نزد پدرش، با سازهای سه تار، تار و کمانچه فرا گرفت.
او در دوران جوانی به جهت یادگیری ساز و ویولن و همچنین مبانی و اصول موسیقی، به تهران عزیمت کرد.

وارد آموزشکده موسیقی استاد ابولحسن صبا شد و در کلاس درس ایشان شرکت کرد.

وی پس از پایان مراحل آموزشی و شروع فعالیت حرفه ای در حوزه موسیقی قشقایی نیز از ساز ویولن استفاده می کرد.
هادی نکیسا به هنگام تاسیس رادیو شیراز به استخدام این مرکز درآمد و در آنجا دست به خلق آثار فراوانی زد.

بیشتر آثار رسمی وی، در قالب صفحات گرامافون، در آرشیو مرکز رادیو و تلویزیون استان فارس موجود است

که این آثار هنوز هم توسط آن مرکز مورد استفاده قرار می گیرند.
او برای خلق آثارش، با خوانندگان موسیقی قشقایی از جمله

محمدحسین کیانی، تهمورس خان کشکولی، بانو ماه پرویز، سلطان حسین کرمی، بانو آفتاب زینت، امان اله یوسفی و آقای بهرامی، همکاری مستمری داشته

و با یکدیگر آثار ارزشمندی را به ثبت رسانیده اند.

مهمترین آلبوم منتشر شده از ایشان مجموعه «موسیقی نواحی ایران، آوازهای قشقایی» است

که با همکاری محمدحسین کیانی و حبیب خان گرگین پور تهیه شده است.

این مجموعه به کوشش بانو پروین بهمنی در سال ۱۳۸۸ توسط موسسه ماهور در تهران، منتشر شد.

هادی نکیسا در ۱۷ دی ماه ۱۳۶۵ در جایدشت فیروزآباد در سن ۶۲ سالگی با دنیای هنر و موسیقی خداحافظی کرد و چشم از جهان فرو بست.

برگرفته از سایت قشقایی آنلاین

جهت دانلود ( آفتاب مغانی – قره داغینگ باشی کلگ ) لینک زیر را کلیک کنید.

دانلود دیگر آثار هادی نکیسا، اینـــــجا را کلیک کنید.

 

جواد طالبی – شاهنامه خوانی

 

شاهنامه خوانی جواد طالبی

شاهنامه خوانی جواد طالبی

سرنا: استاد ابراهیم سلمانپور
آواز: جواد طالبی گنجه ای
(مراسم رونمایی از مجله چاغداش ۹۵/۲/۳۱)

 

شاهنامه‌خوانی عبارت از خواندن اشعار شاهنامه فردوسی به آواز مخصوص است.

شاهنامه‌خوانی در دو مجلس مختلف اجرا می‌شده‌است یکی مجالس خوانین و اشراف و دیگری در قهوه‌خانه‌ها.

شاهنامه‌خوانی در مجالس خوانین به صورت نشسته و در قهوه‌خانه‌ها به صورت ایستاده اجرا می‌شده‌است.

شاهنامه خوانی همیشه به صورت انفرادی یا چند نفری اجرا می‌شده و در اجراهای اقوام لر همراه با ساز تال (کمانچه محلی خرم‌آباد) وبا سبک خاص خود همراه می‌شود،این فرهنگ در بین اقوام لر کاملاً از میان نرفته‌است و در بین مردمان لر

هنوز اگر چه کمرنگ‌تر از گذشته اما پابرجاست.

در فرهنگ لری به شه نومه خونی معروف است[۱]

شاهنامه‌خوانی با نقالی تفاوت دارد.

در شاهنامه‌خوانی گفتار و رفتار اغراق‌آمیز وجود ندارد و قصه‌گو با استفاده از لحن خودش داستان را بیان کرده و گاهی نیز از برخی حرکات برای رساندن معنی بهره می‌برد اما نقالی به نوعی نوعی اجرای نمایشی تک نفره‌است و اجرایش پیچیده‌تر از شاهنامه‌خوانی است.[

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ شاهنامه خوانی جواد طالبی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های جواد طالبی ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

منبع : مجله چاغداش

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

دانلود  از لینک زیر :

 

استاد کنعان زارع -حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

 

حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی

چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب

(حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی)
○محمد هنرمند ششبلوکی

ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی ما تلخ شدیم و تو در کان شکر رفتی
مانند خیالی تو، هر دم به یکی صورت زین شکل برون جستی در شکل دگر رفتی
ازجان شریف خود، وز حال لطیف خود بفرست خبر، زیرا در عین خبر رفتی

من اما در گذر عمر چهل وچند ساله ام، سعد و نحس ایام و اعداد را برنتافته ام، توی کتم نمی رود که ما آدمیان هرجا کم آوردیم جا خالی بدهیم وبی همتی خویش را حوالت دهیم به نحوست ایام. از طرفی اهل سیاه نمایی های مرسوم هم نبوده ام و عهدی با خود دارم نانوشته، که تا درانتهای تونل نگاهم روزنه ی امیدی یا هاله ی لرزان فانوسی سوسو میزند ظلمات را باور نکنم. با این همه واپس که می نگرم به وارسی آن چه در بازه ی زمانی یکساله بر ما رفت، می بینم مخلص کلام همان شعر معروف زنده یاد قیصراست که در واپسین ایام یکی از زمستانهای عمرش سروده:
"هر دم دردی از پی دردی ای سال !
با این تن ناتوان چه کردی ای سال!
بودی و بودن تو یک عمر گذشت
صدسال سیاه برنگردی ای سال!"

و حقا که بوالعجب سالی بود سال نود وهشت. حادثه از پس حادثه و فراق از پی فراق. 

در قلمرو قبیله چه جان های نازنینی عمر کرانه کردند و تنهایمان گذاشتند.

این سیاه نامه ی حجیم فراق و مرگامرگ در وادی هنر اما کارزاری به کمال داشت.

هنوز زخم ناسور فراق فرود برجگر ما خونچکان بود که در واپسین روزهای سال آخرین سنگ فلاخن بر پیکره ی نزار هنر قشقایی وارد آمد.

استاد کنعان، مطرب دل های شیدای ایل وهمدم جان های شیفته ی ما به ناگه کوچید.

او به راستی قریب چهل سال نوازشگر دل های عاشق قبیله بود.

راز محبوبیت کم نظیر کنعان را جز با شناخت وجوه شخصیتی وهنری او نمی توان دانست.

کم ترین جفا در حق او این است که او را تنها یک کرنا زن کم نظیر بنامیم که ریتم های تند جنگ نامه اش آه از نهاد مستمعان برمی اورد که اگر چه کم نظیر هم بود، اما راز “کنعان “بودن وشدنش منحصر به این فقره نبود.

کاش چشمه ها و چمن زارهای ییلاقات دهه ی شصت و هفتاد سرحدات زبان می گشودند و رمزی از آن همه رموز شیدایی را عیان می کردند برما.

 چه عاشقان بی نشان که باشنیدن طنین کرنایش بی عبا و ردا و بی پای پوش از پس کیلومترها مراتع وصحاری و کوهستانها دل از دست داده خود را به کنسرت با شکوه بر آمده در حلقه ی سیاه چادرهایش رساندند و زمزمه ای کردند و دستی افشاندند. 

در پنجاه سال گذشته ی تاریخ قشقایی و طایفه شش بلوکی چنگیان نامی فراوان بوده اند، نام بسیاری از ایشان هنوزاهنوز در ذهن و زبان معمرین و مطلعین طوایف ساری وجاری ست.

 خیلی ها در مقام قیاس کسوت استادی بر کنعان داشتند اما تنها او بود که خود را از این میانه برکشید وجایگاه خود را در بلندای محبوبیت و هنر طایفه تثبیت کرد.

 اوبود که تنها بر نردبان ادب و پشتکار و نبوغ هنری خویش گام برداشت و همتش مصروف این بود که درمقام نوازندگی از نوازشگری انگشتان بلند ونفس جاندار و هوش موسیقیایی اش مدد جوید وصرفن در بند تقلید وتعلم دیگران نباشد.

 صدای ساز او چون پونه خودرویی بود برآمده بر کناره ی جویباران ییلاق که نسب از برفابه های دنا و کلوان و باغمورد می بردند.

کنعان کرنایش را چون معشوقی در آغوش می کشید و چن آبشاری در لحظه می نواختش.

بسیاری از نغمات آوازی خنیاگران ایل چارچوب هایی مشابه هم دارند با نام هایی یکسان، اما چون با نفس گیرای کنعان جان می افتند و قواره کرنایش را می گرفتند همچون اثر انگشتش یگانه می شدند و امضای او را ذیل نامشان می گرفتند.

ملودی های خنیاگر بزرگ طایفه ی ما از و صال ها و فراق ها، عشق های نجیب اما بی فرجام و از آوارگی ها و شیدایی های آدمیان عشیره مایه می گرفت و به دل های عاشق از هر طبقه ایلی که بود راه می جست.
بی شک در دهه های شصت و هفتاد بزرگ ترین گردهم آیی عاشقان سینه چاک قشقایی را در جایی می یافتی که نفیر کرنای کنعان کانونش بود. صدها عاشق سینه چاک از فقیر و غنی و پیر و جوان و دارا و ندار. صف های طولانی چوب بازان ماهر از هر تیره که برای دست یافتن به ترکه ای سر و دست می شکستند، و دایره هایی تو در تو از رنگین کمان دستمال ها بر محوری یگانه. همو که نه نت خوانی می دانست ونه به مدرسه موسیقی پای نهاده بود، اما تسلسل طبیعی مقام ها وملودی ها را چنان رعایت می کرد که گویی هر دو را به کمال می داند. استاد کنعان فواصل موسیقیایی و تقدم وتاخر ریتم هارا چنان به جا می اورد که یک نقاره زن ششدانگ قادر بود بر مدار سازش بچرخد بگونه ای که هم هارمونی رارعایت کرده باشد و هم از خیزش مقام های پا در گریز او عقب نماند. مقام “مارالا باخ “را وقتی در اوج هیجان هنری می نواخت شنونده اش خوش می داشت که ساعت ها همچنان بنوازد.

“مطرب جان های دل برده تا به شب، تا به شب ،همین پرده”

این ها که برشمردم گوشه ای از وجوه هنری شخصیت او بودند. اما وجه دیگری نیز در شخصیت کنعان مستتر بود که تاکنون کمتر به چشم آمده و آن خلق و خوی برخاسته از فروتنی و مردم داری و وارستگی او بود. آن هایی که سالیان دراز به نحوی با او محشور بوده اند گواهی خواهند داد که منش شخصیتی کنعان فراتر از طبقه بندی عرفی جامعه ایلی بود. نه فقط ظاهر او آراسته و خوش پوش بود که باطن او نیز آراستگی ویژه خود راداشت. کمتر حرف می زد و بیشتر به زبان هنر با مردمان سخن می گفت، اما جز به زبان ادب وطرب بر دل ها حکم نمی راند.
"ای پرده ی در پرده ! بنگر که چه ها کردی
دل بردی و جان بردی، این جا چه رها کردی"
منش شخصیتی او چون با وجاهت هنری اش می آمیخت ملغمه ای شگفت از زیبایی شکل می گرفت. شکوهی هنری که در دل های مشتاقان جاودانه خواهد ماند و ترنمی بهشتی که عشق را همواره بر ما یاداور خواهد بود.

و اکنون او درمیان مانیست. قامت شیک پوش، اندام به قاعده و انگشتان کشیده ی او دیگر به چشم نمی آیند.
"ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
درخانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی ؟
رفتی تو بدین زودی، توبادصبا بودی ماننده ی بوی گل با باد صبا رفتی"

او کرنایش را گذاشته و خود بی نغمه و بی نفس و بی آهنگ، آهنگ رحیل نواخته. مرگ یک جیره ی همگانی ست و مختص او نیست. مرگ حق است، خاصه این روزها که مستمسک فراوان دارد برای ستاندن جان آدمیان. هیچ نفسی براتی از خالق هستی در رهن خویش ندارد مابه ازای عمر خویش. مارا چه رسد که زبان ان قلت بگشاییم به حکمت پروردگار و تیغ تعریض بر تقدیر ازلی آدمیان برکشیم؟
اما نه مرگ استاد کنعان که چنان تشییع وتدفینی درمیانه ی چنین کارزاری کرونایی درخور شخصیت و شان هنری او نبود، شایسته این بود که کالبد مطرب عاشقان در چشم انداز بهشتی یکی از چشمه زاران و چمنزاران همان کنسرت های ایلی اش به جایگاه ابدی بدرقه می شد. زیبا بود که قامت تراشیده و انگشتان کشیده ی او را جماعتی از عشاق سینه چاک همان روزها بر سر و دست می گرفتند و همان ها که با رنگین کمان دستمال هایشان بر هلی سبک و سنگین کرنایش رقصیده اند برخاموشی نفسش کل عزا می کشیدند و گونه می خراشیدند. شایسته این بود که جماعتی از صدها بازیگر ماهر که با هارمونی ریتم های بی نظیر جنگ نامه اش بی هوا به داو میشدند و چوب به دست ودل از دست داده غمزه می کردند وحریف می طلبیدند مطرب شادی بخش خویش را به سمت وسوی ابدیت بدرقه می کردند و بسیار چیزهای دیگر شایسته ی او بود، اما نشد.
""گاهی بساط عیش بی مقدمه جور می شود
گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود"
واین شاید نه قسمت او که تقدیر ازلی غالب هنرمندان این مرز و بوم است. اما کنعان مهمان خانه دل های عاشق ایل بود. او به زبان هنر وعده می داد و عهد می بست ودل می برد. آن ها که اول بار در کنسرت های بی بلیط و بی جایگاه او بر فرش فاخر چمن های سرحدات عاشق شده اند و یا عقده ای گشوده اند به نوای کرنای او، آن ها که با شنیدن آواز سحری اش با عشق های نجیب و جوانی ها وسرخوشی های رفته شان همنوایی می کردند، یادآوران و قدرشناسان همیشه ی استاد کنعانند.
کنعان ملغمه ای از فروتنی، ادب و هنر بود و عهدهای دل مارا همواره در یاد خواهد داشت. طنین کرنای او هم، نوای عشق بود و هم ناله های انسان ازلی در فراق بهشت. او بیش از چهل سال نواخت و نواخت چنانکه با نوای خود یگانه شد و به عشق و ابدیت پیوست. این وصل وشیدایی بر جان شیفته ی او نوش باد!

"عاشق شده ای ای دل، سودات مبارک باد!
از جا ومکان رستی، آنجات مبارک باد!
از هر دو جهان بگذر، تنها زن و تنها خور
تا ملک و ملک گویند تنهات مبارک باد!
کفرت همگی دین شد، تلخت همه شیرین شد
حلوا شده ای کلی، حلوات مبارک باد !
در خانقه سینه، غوغاست فقیران را
ای سینه ی بی کینه،غوغات مبارک باد!
خامش کن و پنهان کن، بازار نکو کردی!
کالای عجب بردی، کالات مبارک باد!"

محمد هنرمند؛هفتم فروردین نود ونه؛ آباده

 

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ حاشیه ای کوتاه بر کنعانِ کرنای قشقایی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های استاد کنعان ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

 

میرزا شریفی – آنا من غریبم

میرزا شریفی – آنا من غریبم

میرزا شریفی - آنا من غریبم

 

موسیقی و تنظیم: مسعود نامداری

خواننده: میرزا شریفی بهلولی

همخوانان: فرزانه عابدی، سمانه پرتو

نوازندگان:

تار و تارباس: مسعود نامداری

سنتور: زهرا عالی نژاد

کمانچه: آیدا نامداری

تنبک و نقاره: امیرارسلان نامداری

متن آهنگ:

مادر غریب:

سرینگه دوندیگیم قوناق،

 قوناق اوغلوم هاچان هاچان گلیر

بیر خبر سن ورمنگ منه

مهمان اوغلوم هاچان هاچان گلیر، هاچان گلیر

غریب:

غریب جان دئیلر منه

گئدمیش جانوم گلیر تنه

خبر ورینگ شاه صنمه

اوزیم غریب، سوزیم غریب های، اوزیم غریب

مادر غریب:

ددیلر کی غریب اولدی

هجریندن گوزیم کور اولدو

یدی ایل گلدی باش اولدو

مهمان اوغلوم هاچان هاچان گلیر، هاچان گلیر

یدی ایل گلدی باش اولدو

مهمان اوغلوم هاچان هاچان گلیر، هاچان گلیر

غریب:

غریب جان دئیلر منه

گئدمیش جانوم گلیر تنه

خبر ورینگ شاه صنمه

اوزیم غریب، سوزیم غریب های، اوزیم غریب

 

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ میرزا شریفی – آنا من غریبم ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های میرزا شریفی ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

آلبوم شماره ۱ – علمدار کریمی

آلبوم شماره ۱ – علمدار کریمی

آلبوم-شماره-1-علمدار-کریمی

 

خواننده: علمدار کریمی

نوازنده: نوازالله جعفری

صدای علمدارکریمی معمولآ درمقطعی، بین سالهای۷۰تا ۷۸جز صداهای پرطرفدارموسیقی عاشقانه خوانی، عوام قشقایی،حتی گاها روستانشینان ،وسایراقوام محلی غرب فارس ،خاصه شهرستانهای نورآبادممسنی وکازرون وشهرهای تابعه ی، این دوشهرستان ،تاحتی برخی ازشهرستان های قشقایی نشین همجواربود.
کیفیت واوج صدا و دانستن یا نداستن مقام های موسیقی قشقایی، توسط ایشان را گروه کثیری تآییدوگروهی که درموسیقی دستی برآتش داشته وبسان عوام ،آماتورنبوده وبادیدی حرفه ای به موسیقی وآوازقشقایی، نظرداشتند، چندان قابل قبول نبود و مهرتآییدی ازجانب آنان نداشت.

اما بالتبع تآثیرات ژرف وعمیق واحساسی صدای این زنده یاد، درآن مقطع دهه ی هفتاد برزندگی روزمره مردمان عشایروجوانان عشایر،بودکه، پس ازخستگی یک روزکاری سخت وطاقت فرسای زندگی عشایری، به لحظاتی چند،به گاه ظهر، یا اوایل شب ،گوش به نغمه های برخاسته ازکاست های رادیو ضبط های قوه ای ،آن زمان، میدادند تا باشنیدن صدای علمدارلحظه ای، آرام گیرند.
تایید و عدم تایید، تآثیرات درست یا نادرستی صدای علمدارکریمی و افرادی در ردیف آوازخوانی ایشان و هم ردیفان ایشان، بر روند موسیقی قشقایی، کارمن وافرادی بسان حقیرنبوده، و نمی باشد .
بی شک،قضاوت رابه کارشناسان وموسیقی دانان قدروصاحب سبک وسیاق موسیقی قشقایی ،خواهیم سپرد
تا که منصفانه قلم رانده باشیم.
اما شرط انصاف نبوده و نیست که تآثیرات احساسی صدای این زنده یاد را ،به گاه ،
دهه ی هفتاد وبه سالهای ۷۰تا۷۸رانادیده انگاشته ،وحق مطلب وحقیقت موجود آن زمان موسیقی ایل وتبارمان قشقایی را ،نادیده انگاشته

وفات

و کنون ، پس ازشنیدن خبر وفات این آوازخوان عاشقانه قشقایی دهه ی هفتاد،
که صدایش روح بخش جماعت کثیری ازعشایر دامدار وروستائیان غرب فارس بود نادیده گرفته شود.
به هرحال ایشان به نوبه ی خود بی آنکه خود بخواهد یا تآثیری دراین روند ایجادشورواحساس بین علاقه مندان صدایش، داشته باشد
بر موسیقی قشقایی ،آن هم سبک عاشقانه خوانی با سبک مرثیه ای ،داشته است
واینک، جای داردکه ضمن تسلیت وفات این انسان بی ادعا وساده دل عشایری ،
که ساده وگمنام زیست و در تنگدستی وشکست غرور وزخم زندگی بدوردحیات گفت،به خانواده و وابستگان این زنده یاد،

بخاطر شادی روح آن زنده یاد،
یادی از صدای این فرزند بی ادعای ایل نموده باشیم.واشاره ای برزندگی های جانکاه وسراسرالم ورنج علمداران گمنام ایل باشیم.
آری
هرآنکه شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت داشد قطع امیدوران
به هرحال روزی وروزگاری این آمرزیده ی رحمت حق، نامی داشت و نشانی ،
و یادی و خاطری، و امیدی و آرزوئی!!!
و
افسوس که چه بسیارند امثال علمداران ایل که چشیده زهراز دست خویش وجامعه وسختی های مادی ومعیشتی روزگارند وروز خویش.

اما
امان از چرخ بیدادگر.
خدایش بیامرزادوقرین الطافش کند.

متن برگرفته از سایت سونای 

جهت دانلود  دیگر آثار علمدار کریمی ، لینک را کلیک کنید.

آلبوم شماره ۱ – علمدار کریمی را در زیر ببینید و دانلود کنید. 

 

کامران رستگار – تکنوازی آغور هلئی

کامران رستگار – تکنوازی آغور هلئی

کامران رستگار - تکنوازی آغور هلئی

کامران رستگار نوازنده تار و سه تار
ایشان از طایفه ی کشکولی بزرگ تیره جرکانلو هستند.
و در رشته ی مهندسی مکانیک طراحی جامدات فارغ التحصیل شده اند.

هم اکنون دبیر آموزش و پرورش رشته مکانیک در شهرستان فراشبند میباشند.
و طراح شرکت های صنعتی لیزربرش مهرماه پرسیان و کارشناس تعمیرات صنایع شیمیایی فارس و..

پیش اساتید بنام قشقایی همچون

زنده یاد دکتر فرهاد خان گرگین پور
استاد پیران درخشان
مصطفی بهرامی کشکولی موسیقی را فراگرفته اند.
شروع فعالیت هنری ایشان از سال ۸۷ ولی حرفه ای از سال ۹۰ میباشد.

اجراها:
سرپرست و نوازنده سه تار و تار کنسرت گروه نوای ایل با حضور و تجلیل و اجرای استادفرهاد خان گرگین پور سال مرداد ۹۵

کنسرت گروه نوای ایل زرقان سال ۹۴

سرپرست و نوازنده سه تار
کنسرت گروه نوای ایل صفاشهر سال ۹۶

سرپرست و نوازنده سه تار گروه نوای ایل شهرستان صفاشهر ۹۷

کنسرت هفتگل اهواز سال ۹۳

و دیگر جشنواره…..


برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ کامران رستگار – تکنوازی آغور هلئی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های کامران رستگار، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

جهت دانلود لینکهای زیر را کلیک کنید.

 

میرزا شریفی بهلولی -بهمئی

میرزا شریفی بهلولی -بهمئی

 

مقام :بهمئی

تار: ارسلان پولادی

شعر: عوض اله صفری

خواننده: میرزا شریفی بهلولی

 

 

مئی توکمه دینگ مئی ایچنلر جامونا

لاچین لاری سالدینگ بایغی دامینا

واری چاغدا گزدینگ نامرد کامینا

بیر ده بیزیم کامیمیزا دوءن فلک

صیاد اولوب توکمه لاچین بالونی

اوخا تیکمه جیران لارینگ خالینی

غم چکممیش بیلمنگ عاشوق حالونی

اینانمیرانگ عشق اوتوندان یان فلک

…………………………………..

مئی توکمه دینگ مئی ایچنلر جامونا

لاچین لاری سالدینگ بایغی دامینا

واری چاغدا گزدینگ نامرد کامینا

بیر ده بیزیم کامیمیزا دوءن فلک

صیاد اولوب توکمه لاچین بالونی

اوخا تیکمه جیران لارینگ خالینی

غم چکممیش بیلمنگ عاشوق حالونی

اینانمیرانگ عشق اوتوندان یان فلک

…………………………………..

مئی توکمه دینگ مئی ایچنلر جامونا

لاچین لاری سالدینگ بایغی دامینا

واری چاغدا گزدینگ نامرد کامینا

بیر ده بیزیم کامیمیزا دوءن فلک

صیاد اولوب توکمه لاچین بالونی

اوخا تیکمه جیران لارینگ خالینی

غم چکممیش بیلمنگ عاشوق حالونی

اینانمیرانگ عشق اوتوندان یان فلک

…………………………………..

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ میرزا شریفی بهلولی -بهمئی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های میرزا شریفی ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

آیلار کاویانی – ائل قیزی

آیلار کاویانیائل قیزی

 

آیلار کاویانی - ائل قیزی

قطعه ای به زبان ترکی قشقایی با صدای آیلار کاویانی

نوازنده تار: فضل اله یعقوبی

نوازنده نی : احسان صالح زاده

سه تار: فضل اله یعقوبی

میکس ومسترینگ: عباس محمدی

تنظیم رحیملو: فضل اله یعقوبی

تهیه شده در: استدیو کارن

کارگردان : میثم حقیقی ،فتو کاخ

تهیه وتدوین: سجاد ایوبی

متن شعر:

Hayna haynalı qızlar
Cibi aynalı qızlar
Hayna dedim gəldilər
Bura məskən saldılar

Ülkemden aralıyam
Zulmunan yaralıyam
Hərkim arah soruştu
Söyləyəm haraliyam

Hayna haynamız hanı
Cibdə aynamız hanı
İndi çətin çağlarda
Eldə arxamız hanı

باتشکر از گروه فیلم وعکس آتلیه کاخ جناب اقای حقیقی

شاعر محبوب قشقایی استاد عوض اله صفری

سالن زیبایی قشقایی بامدیریت خانم نرگس رستمی و عزیزانی که در ضبط این اثر ما رایاری فرمودند

 

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ آیلار کاویانیائل قیزی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های آیلار کاویانی ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت

آهنگ ایلگر -ساسان کریمی

آهنگ ایلگرساسان کریمی

آهنگ ایلگر -ساسان کریمی

خواننده:ساسان کریمی
آهنگساز:ارسلان میرزایی
تنظیم:آرمان فرهادی

نوازندگان:
آرش بیات/عود،سه تار
آرمان فرهادی/تار،تارباس
آریا سلطانی/کمانچه،کمانچه آلتو

شعر تصنیف:مسلم حسینی
شعر آواز:فولکلوریک قشقایی

دولانمیشدیر یاز
چوویر تئلینگده
غمزه لی قوشما
قچیر دیلینگده

سنسیز نه یازام ؟
بیر سینیق سازام
گلسنگ بیر یازام
گولگز الینگده

اوجادا آیام
من سنه تایام
اوزانمیش چایام
قولاج قولونگدا

بایرامدا گل سن
گٶینومو آل سن
آچ بیزه یول سن
جانیم یولونگدا

♥♥♥♥

دولانمیشدیر یاز
چوویر تئلینگده
غمزه لی قوشما
قچیر دیلینگده

سنسیز نه یازام ؟
بیر سینیق سازام
گلسنگ بیر یازام
گولگز الینگده

اوجادا آیام
من سنه تایام
اوزانمیش چایام
قولاج قولونگدا

بایرامدا گل سن
گٶینومو آل سن
آچ بیزه یول سن
جانیم یولونگدا

♥♥♥♥
با تشکر از استاد مسعود نامداری

کاری از گروه موسیقی ایلگر
نوروز ۹۸

♥♥♥♥

برای دریافت نظرات شما  در باره آهنگ ایلگرساسان کریمی ، از طریق اینستاگرام قشقایی موزیک اقدام کنید.

برای دانلود آهنگ های ساسان کریمی ، اینــــــــجا را کلیک کنید.

قشقایی موزیک تابع قوانین جمهوری اسلامی میباشد و در پایگاه ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد ثبت شده است
آهنگ های سایت کاملا مجاز بوده و موزیک های قرار گرفته شده با کسب رضایت صاحب اثر بوده
جدیدترین آهنگ های قشقایی و پر طرفدار با لینک مستقیم و رایگان همراه با دو کیفیت