دلنوشته ای از بهرام روزبهی

امتیاز 5.00

دلنوشته ای از بهرام روزبهی

 

انسانیت آیینش و راستی همه گاهش

هر گاه از نژاد آدم دلگیر میشوم و هر گاه باورهایم دچار مرگی سیاه میگردند و هر گاه دلواپس مسیرهای بیهوده ی پیموده ام میشوم و هر گاه تنهایی بیداد میکند

یگانه دوای دردم موسیقی اصیل ایل گرانقدر قشقاییست و موسیقی سنتی

و

خوشا ،

و

خوشا ،

بر احوال من ، که بزرگانی را در برابر دیدگان خود میبینم که به همت آن یکتا نهادان تا قرنها میتوانم در هر لحظه شاُن خوشی و سرمستی را برای خود به هدیه بیاورم ،

هم اکنون میخواهم از اسطوره ای بنویسم که نام نامیش بر قلب و قاموس هر قشقایی و هر عاشق مسلکی حک شده است ،،،،

در آن هنگام ، که آوای اصیل صدایش ، در دل کوهستانهای وحشی زاگرس ، طنین انداز میگشت ،

چشمه عاشق میشد ، نهر عاشق میشد ، کوه عاشق میشد ، سنگ و سنگر عاشق میشد و افسانه و فسانه ای جاری می گشت بر آن روزهای سیاه و

بد سیرتان لطیف نهاد شده و حتی زشت صورتان پر از زیبایی میگردیدند

آری با نوای جاودانه اش بد نهادان چونان رباب میگشتند و خیانت چونان حباب

عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد

زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد

اسطوره ای ، به نام ، طهمورث خان کشکولی

ستارگانی بی بدیل در عرصه موسیقی ایل قشقایی هماره در حال جانفشانی بوده اند و یاد و نامشان بر لوح وجودمان ثبت و ضبط شده

اگر از غنا و مفهموم بی بدیل در وجودیت موسیقی قشقایی بخواهیم داد سخن سر دهیم

نام یکی از بزرگان که در این عرصه چونان خورشیدی درخشان و ماهی نورافشان هماره در حال درخشیدن بوده و هست و خواهد بود بلاشک نام پر از جاه و جلال طهمورث خان کشکولیست

حضرت استاد محمد رضا شجریان کبیر در توصیف این صدا ، به گزیدن لب و ستایش محض قناعت نکرد و او را جادوگری خطاب نمود که با صدایش جادو میکند و استاد مشکاتیان از روح و حسی که در صدای طهمورث خان بود به وجد آمده ،

فرمودند : به او بگوئید تاب ندارم ، به او بگویید نخواند که من مست از موسیقی ، تا روزها مست و مدهوش نوای آسمانیش میگردم (روایت از استاد غلامعلی گرگین پور)

صدایی جادویی که آزادمردان و شیر زنان قشقایی فارغ از طبقه بندیهای قومی ، فامیلی و طایفه ای چنان محو نوایش میشدند که گویی زمان و مکان یکسره سر به عدم میسپرد ،

چه ناله های عاشقانه ای که با این هنر محض همنوا نشد ، چه مادران ، چه بیوه گان و چه خواهران که در اندوه و ماتم پسران ، همسران و برادران با غم نهفته در این نوای آسمانی ، همکلام نشدند

طهمورث خان کشکولی صدایی که باید جهانی میشد و نشد

متاسفانه آثار قدیمی باقیمانده به جز گدن آقور ال (ایل شکوهمند در حال کوچ) ، درناوار و شب موسیقی قشقایی فقط چند نوار مستهلک و داغون است ، که در این فقره ، خوشبختانه تبدیل به فایل ام پی تری شده و اگر چه کیفیت پایین که بلاشک باعث رنجیدگی خاطر هنردوستان از نبود امکانات در آن دوران میگردد ولی باز هم شکر که گوشه ای از آن صدا را درک کردیم ، گوشه ای که خود

یک جهان عشقست و شور ،

یک مکان نازست و نور ،

یک زمان سازست و جور

هنر طهمورث خان بعدی جهانی داشت

و اگر وی در یکی از کشورهای اروپایی دیده بر جهان میگشود ، پاواروتی از او به عنوان استاد خود یاد مینمود ، ام کلثوم در وصف هنر آن بی همتا داد سخن سر میداد ، فرانک سیناترا به احترامش چه آوازها که نمیخواند و ….. و نامش در پهنه ی عالم موسیقی چنان گسترده میشد که تا هزاران سال یاد و خاطره اش در دلها زنده میماند ، اگر چه هم اکنون نیز نامش تا ابد در قلب و قاموس و تاریخ ایل شکوهمند قشقایی زنده خواهد ماند

نوای لالایی وی چه تسکین غریبی بر آلام داغ دیدگان و چه ولوله ی عجیبی در مراسم جشن و سرور داشت و دارد

و

میدانم ایل قشقایی از داشتن چنین بزرگی به خود می بالد،یادش گرامی ،

اگر چه من فکر نمیکنم مرگ برای چنین افرادی معنایی داشته باشد و اگر چه از ذکر شعر معروف حضرت سعدی همیشه حذر میکردم ولی این بار مجبورم این بیت را تقدیم به آن صدای ملکوتی نمایم

سعد یا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آنست که نامش به نکوئی نبرند

بهرام روزبهی ۹۷/۶/۱۷


ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.