خنیاگر بزرگ قشقایی به مرگ سلام کرد

امتیاز 5.00

خنیاگر بزرگ قشقایی به مرگ سلام کرد

خنیاگر بزرگ قشقایی به مرگ سلام کرد

 

استاد فرود گرگین پور بعد از یک دوره بیماری ده ساله، و بعد از یک دوره بستری هشت ماهه در بیمارستان مهر پیسنگاه روز سه شنبه دهم دیماه نود و هشت در بیمارستان مهر درگذشت.

#فرود_گرگین‌پور،‌نوازنده کمانچه و ویولن و از اساتید موسیقی قشقایی درگذشت.

صبا گرگین پور فرزند فرود گرگین پور پیشکسوت موسیقی نواحی در گفتوگو با خبرنگار موسیقی ایرنا ضمن اعلام این خبر گفت:

متاسفانه پدرم دقایقی قبل بر اثر ایست قلبی در تهران درگذشت.

فرود گرگین پور برادر فرهاد گرگین پور و خواهر زاده محمد بهمن بیگی از نوازندگان نامی ایل قشقایی است.

وی از کودکی با نوازندگی آکاردئون یادگیری موسیقی را آغاز کرد

و در سال ۱۳۴۲ برای اعتلای کار خویش از کلاس‌های نورعلی برومند، حبیب‌الله بدیعی، علی تجویدی و علی‌اصغر بهاری بهره برد.

سال ۱۳۵۴ تحصیلات موسیقی در دانشگاه تهران را به پایان رساند

و از همان سال به تشویق نورعلی برومند به نواختن ساز کمانچه پرداخت.

از آثار وی می‌توان ترکمن صحرا، هجران، کوراغلو و مجموعه موسیقی قشقایی را نام برد.

در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۴

مراسم بزرگداشتی برای وی با حضور افرادی چون حسین علیزاده، محمود دولت‌آبادی، جواد مجابی و حسین الهی قمشه‌ای

در فرهنگسرای نیاوران تهران برگزار شد.

 

فرود ایل هم فراز جاودانگی گرفت

خبرش غیر منتظره بود زیر تصویرش نوشته بود 

استاد ویلن قشقایی

"فرود هم رفت"چشمان خیره ام به تصویر حک شده بود انگار و بر صفحه ثابت ماند غصه تمام وجودم را گرفت 

و به پلک هم زدنی تا مغز استخوانم را کاوید و بغض گلویم را نمی گویم تو خود بدان و بخوان از سکوت و حدیث مفصلش ...
خبر نبود "قره خبر" بود
آری 
فرود هم رفت ...

فرودی که فراز ایل بود و نغمه ها و نواها و آهنگهایش به دل می نشست چون از اعماق دل برآمده بود .

سازش هر صنمی را به رقص می آورد و دل هر عاشقی را به رعش و هر داغدیده ای را به اشک .

نغمه لعبت کودکان ایل بود و زمزمه پدران و مادران در هر کوی و برزنی و ملودی آواز هر مرد و زنی .

آوای ناز دلبرکان و دلسوختگان بود و نوای نفیر نی چوپانان .

خاطره شیرین دخترکان دم بخت و گل پسران دلداده سر سخت در سحرگاهان کوچ که دورادور حرف دل می زدند .
با نواهایش غریب به دیدار صنم میرفت و صنم به رقص می آمد

و غریب به وجد ایلچی بگلر به خواستگاری می آمدند و غریب خود را قربانی میلکی بر بازوان صنم میکرد

و عاشقانه محو تماشای صنم میشد انگار درد هجران سخت غریب را سوده بود.
چنگ نکیساییش افسانه کوراغلو را حقیقت محض کرده بود

و آن سوار رفته را (گدن آتلی) راه میزد و ساربان رفته را (گدن دارغا) اسباب سیر و سفر و پیغام می نمود ….
آری با فرود زاده شدیم و زیستیم دیدیم و شنیدیم و خاطره ساختیم

و نقش بر گبه و گلیم زندگانی زدیم.با فرود بزرگ و بزرگتر شدیم آنقدر که برف روزگار بر قله وجودمان نشست …
امشب حبیب خان مهمان عزیزی دارد

سیاه چادرش افراشته تر و گروگمپل ریزان و چراغانی شده است درب بهشت آذین بندی و چراغانی شده است.

 

بزرگان به ترتیب نشسته اند ناصرخان و خسروخان در صدر مجلس نشسته اند

معلم بزرگ و جنتلمن ایل با صدای با صلابتش خیر مقدم می خواند :

فرود خان عزیز به جاودانگی و ابدیت خوش آمدی /

سید رضا موسوی
دهم دیماه یکهزارو سیصدو نود و هشت خورشیدی


ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.